جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۰ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن جلال الدین محمد مولویچون بر آرد پر، بپرّد او بخوَدبیتکلّف بیصفیرِ نیک و بَد
- بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد جلال الدین محمد مولویگرچه اندر مکر مویاشکاف بدهیچ پیشه رام بیاستا نشد
- بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله جلال الدین محمد مولویاندرین امت نبد مسخ بدنلیک مسخ دل بود ای بوالفطن
- بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را جلال الدین محمد مولویزانک منبع او بُدست این رای راسَر امام آید همیشه پای را
- بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وامداران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی جلال الدین محمد مولویحاجت خود گر نگفتی آن فقیراو بدادی و بدانستی ضمیر
- بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاهزاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت جلال الدین محمد مولویعفو کرد آن شاه دریادل ولیآمده بد تیر اه بر مقتلی
- بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز میگردد کی غیر این نمیبینیم جلال الدین محمد مولویحجتش اینست گوید هر دمیگر بدی چیزی دگر هم دیدمی
- بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا جلال الدین محمد مولویگفت هر یک را بدین عیسوینایب حقّ و خلیفهٔ من توی
- بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست جلال الدین محمد مولویدر خبر آمد که آن معّاویهخفته بد در قصر در یک زاویه
- بخش ۹۳ - داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زندهای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفتهاند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء جلال الدین محمد مولوینه هزارش وام بد از زر مگربود در تبریز بدرالدین عمر
- بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم جلال الدین محمد مولویجمله فسق و معصیت بد یک سریهمچو دارالحرب پر از کافری
- بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بیاشارت نیارم تصرفی کردن جلال الدین محمد مولویاین بهانه کرد و مهره در ربودمانع آن بد کان عطا صادق نبود
