جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۱۹ از ۶۴۷
- بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است جلال الدین محمد مولویسر نهاد و خواب بردش خواب دیدکآمدش از حق ندا جانش شنید
- بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع جلال الدین محمد مولویباز با هوش آمدم برخاستمدر روش گویی نه سر نه پاستم
- بخش ۳۸ - قال النبی علیهالسلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال جلال الدین محمد مولویزانک از عزت به خواری آمدنهمچو قطع عضو باشد از بدن
- بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر جلال الدین محمد مولوییا جبال اوبی امر آمدههر دو همآواز و همپرده شده
- بخش ۱۰۳ - حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردید جلال الدین محمد مولویجز نفخت کان ز وهاب آمدستروح را باش آن دگرها بیهدست
- بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد جلال الدین محمد مولویآن غزان ترک خونریز آمدندبهر یغما بر دهی ناگه زدند
- بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر جلال الدین محمد مولویآن زنان با طفلکان بیرون شدندشادمان تا خیمهٔ شه آمدند
- بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس جلال الدین محمد مولویتا به فرعون آمدند آن ساحراندادشان تشریفهای بس گران
- بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد جلال الدین محمد مولویبامدادان آمدند آن مادرانخفته استا همچو بیمار گران
- بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر جلال الدین محمد مولویرب هب لی از سلیمان آمدستکه مده غیر مرا این ملک دست
- بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان را جلال الدین محمد مولویگفت او ای ناصحان من بی ندماز جهان زندگی سیر آمدم
- بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد جلال الدین محمد مولویهر صباحی چون سلیمان آمدیخاضع اندر مسجد اقصی شدی
