جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۲۲ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت جلال الدین محمد مولویکارد از اشتاب کردی زیر خاکاز خیالی که بدیدی سهمناک
- بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی جلال الدین محمد مولویپس بجنبانم من آن رگ را بقهرکه بدان رگ متصل گشتست شهر
- بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق جلال الدین محمد مولویشیخ میشد با مریدی بیدرنگسوی شهری نان بدانجا بود تنگ
- بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد جلال الدین محمد مولویموسی و هارون چو طاووسان بدندپر جلوه بر سر و رویت زدند
- بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود جلال الدین محمد مولویگر بُدش سستیِ نریِ خرانبود او را مردی پیغامبران
- بخش ۱۰۷ - جواب اشکال جلال الدین محمد مولویاین بداند کانک اهل خاطرستغایب آفاق او را حاضرست
- بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد جلال الدین محمد مولویعقل را یاد آید از پیمان خودپردهٔ نسیان بدراند خرد
- بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را جلال الدین محمد مولویبلک اغلب رنجها را چاره هستچون بجد جویی بیاید آن بدست
- بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست جلال الدین محمد مولویهست احوال تو از کان نویتو بدین احوال کی راضی شوی
- بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود جلال الدین محمد مولویگر بدزدی و توانی ساحرستچارهٔ ساحر بَرِ تو حاضرست
- بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة جلال الدین محمد مولویفازن بالحرة پی این شد مثلفاسرق الدرة بدین شد منتقل
- بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی جلال الدین محمد مولویمؤمن خویشست و ایمان آوریدهم بدان نوری که جانش زو چرید
