جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۵۳۶ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین جلال الدین محمد مولویهم از آن سو جو که وقت درد تومیشوی در ذکر یا ربی دوتو
- چهل و یکم جلال الدین محمد مولوینه به اختیار باشد غم عشق خوبرویانکی رود به اختیاری سوی درد بیدوایی؟!
- بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود جلال الدین محمد مولویدور گردونها ز موج عشق دانگر نبودی عشق بفسردی جهان
- بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود جلال الدین محمد مولویهین مدو اندر پی نفس چو زاغکو به گورستان برد نه سوی باغ
- بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام جلال الدین محمد مولویمنگر از خود در من ای کژباز توتا یکی تو را نبینی تو دوتو
- بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد جلال الدین محمد مولویتا بجنبد اختیار خیر توزانک پیش از عرضه خفتهست این دو خو
- بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا جلال الدین محمد مولویروز اول رویتان چون زعفراندر دوم رو سرخ همچون ارغوان
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویچشم من پرست و سیرست و غنیاز دو صد خورشید دارد روشنی
- بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار جلال الدین محمد مولویمن ز دیگی لقمهای نندوختمکف سیه کردم دهان را سوختم
- بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن جلال الدین محمد مولویدید ناگه باز را در دود و گردشه برو بگریست زار و نوحه کرد
- بخش ۶۳ - مثل جلال الدین محمد مولویهمچنان دوغی ترش در معدنیخود نگردی زو مخلص روغنی
- بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد جلال الدین محمد مولویگفت سه گونه زناند اندر جهانآن دو رنج و این یکی گنج روان
