جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۵۳۸ از ۵۵۱
- بخش ۶ - در صفت معراج حضرت محمّد علیه الصّلوة و التسلیم فرماید عطار نیشابوریمحمّد محو شد تا ماند اللّهکجامانَد کسی آنجای آگاه
- بخش ۲۸ - ذکر معروف کرخی رحمةالله علیه عطار نیشابوریگفت: من یتیمم نه پدر دارم و نه مادر، کودکان دیگر را جامه هاست و من ندارم و ایشان جوز دارند و من ندارم. این دانه ها از بهر آن میچینم تا بفروشم و ویرا جوز خرم تا برود و بازی می کند.
- بخش ۲۳ - زاری هرمز در عشق گل پیش دایه عطار نیشابوریفرو خواهد شدن این دم سرانجامدمی دستی برآرید ای دلارام
- بخش ۴۵ - مهمانی کردن خاقان چین اسکندر را نظامی گنجویعقابینِ پولاد در چنگ اوعقابان سیهجامه ز آهنگ او
- بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او نظامی گنجویگرم شیرینیای نَدْهی ز جامتدهان شیرین همیدارم به نامت
- گفتار دوازدهم ناصرخسرو قبادیانی… و العمل الصالح یرفعه و همچنانکه کلیمه اخلاص آغاز دین است سوره اخلاص انجام دین است و آغاز و انجام بفرمان صانع حکیم لازم آید که در خورد یکدیگر باشند.
- مقدّمهٔ جمعآورندهٔ دیوان حافظ حافظ شیرازی… . امید به کرمِ واهِب الوجود و مُفیض الخیر و الجود، آنکه قائل و ناقل و جامع و سامع را در خلال این احوال و اثنای این اشتغال، حیاتی تازه و مَسِرّتی بیاندازه کرامت گرداند و عثرات را به فضل شامل و لطف کامل در گذراند، إِنَّه …
- حکایت جلال الدین محمد مولوی… ز ایشان بود و راز ایشان با او گفتی و راز او با ایشان نگفتی و خلعتها و جامگیهای او، از ایشان افزون بودی، وسوسه، سرمهٔ حسد در دیدۀ ایشان میکشید، چنانکه در قصهٔ یوسف و برادران، عنایت پدر با یوسف بود. و برادران، پنهان دست …
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیکسی کاو ببیند سرانجام بدز کردار بد بازگشتش سزد
- بخش ۱۸ - ذکر امام شافعی رضی الله عنه عطار نیشابوری… هده بود از بنی هاشم و مردم امانت بدو میسپردندی. روزی دو کس بیامدند و جامه دانی بدو سپردند بعد از آن یکی از آن دو بیامد و جامه دان خواست. به خوی خوش بدو داد. بعد ازآن یک چندی، آن دیگر بیامد و جامه دان طلبید. گفت: به یار …
- بخش ۱۹ - ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه عطار نیشابوری… ند. یک روز نرفت. کس فرستاد تا بداند که چرا نیامده است؟ چرا برفت، احمد جامه به گازر داده بود و برهنه نشسته بود و نتوانست بیرون آمدن. مردی بر ایشان آمد و گفت: من چندین دینار بدهم تا در وجه خود نهی. گفت: نه.
- بخش ۳۸ - در اسرار خطاب با جان و وصل دیدار فرماید عطار نیشابوریالّا ای جان تو واصل آمدی بازکنون در خود نگر انجام و آغاز
