جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۵۹ نتیجه برای «دید» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۵۵ از ۵۵
- رباعی شمارهٔ ۱۹ وحشی بافقیتنها نه منم تشنهٔ دیدار، آنجاجاییست که خضر هم گذاری دارد
- رباعی شمارهٔ ۲۲ وحشی بافقیاینها که من از جفای هجران دیدمیک شمه به صد سال بیان نتوان کرد
- رباعی شمارهٔ ۳۶ وحشی بافقیازدیده ز رفتن تو خون میآیدبر چهره سرشک لاله گون میآید
- رباعی شمارهٔ ۳۸ وحشی بافقیتا شکل هلال گردد از چرخ پدیدکز بهر در شادی عید است کلید
- رباعی شمارهٔ ۳۹ وحشی بافقیکس را به سخن نمیگذارد بلبلدر باغ مگر غنچه به رویش خندید
- رباعی شمارهٔ ۵۸ وحشی بافقیدر نفی رخت شمع شبی راند سخنروزش دیدم گرفته کنجی مسکن
- رباعی شمارهٔ ۶۵ وحشی بافقیمن بودم و دیدنی چو این هم منع استآن نیز به یاران دگر ارزانی
- بخش ۱۹ جامیابوعلی دقاق - قدس سره - گوید در آخر عمر چندان درد بر وی پدید آمده بود که آخر هر روز به بام برآمدی و روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای ا …
- بخش ۴۰ جامیطبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!
- بخش ۳ جامیوقتی صدیق اکبر رضی الله عنه در ایام خلافت خود در کنار کوچه های مدینه می گشت و بر در خانه خانه می گذشت ناگاه به خانه ای رسید و از آن خانه آواز گریه ای شنید که زنی بیتی می خواند و از دیده سرشک گرم می راند. مضمون بیت آنکه:
- حکایت جلال الدین محمد مولوی… فتی و خلعتها و جامگیهای او، از ایشان افزون بودی، وسوسه، سرمهٔ حسد در دیدۀ ایشان میکشید، چنانکه در قصهٔ یوسف و برادران، عنایت پدر با یوسف بود. و برادران، پنهان دست میخاییدند از غضب و حمیت که «اذ قالوا لیوسف و اخوه احب ل …
