جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۵۵۵ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیکه یارد گشادن بدین سان دو لببه بالین شاهی درین تیرهشب
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیبدو گفت کای پاکزاده پسربه مردی و دانش برآورده سر
- بخش ۲۷ ابوالقاسم فردوسیبزد مهره در جام و برخاست غوبرآمد ز هر دو سپه دار و رو
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیسوی کشور هندوان کرد رایسوی کابل و دنبر و مرغ و مای
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیسر جادوان را بکندم ز تنستودان ندیدند و گور و کفن
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیچو بشنید مهران ز کید این سخنبدو گفت ازین خواب دل بد مکن
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیبرفتند و روی هوا تیره گشتز سهراب گردون همی خیره گشت
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیبه رستم چنین گفت کای سرفرازبترسم که این دولت دیریاز
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیگرفتش دو ران بر کشیدش ز گلبترسید بدخواه ترک چگل
- بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را ابوالقاسم فردوسیدو مهتر یکی کهتر اندر میانبه بالای سرو و به فرّ کیان
- بخش ۱۷ ابوالقاسم فردوسیسپهدار ترکان از آن انجمنگزین کرد کار آزموده دو تن
- بخش ۱۹ ابوالقاسم فردوسیبدو گفت برخیز کامد سپاهیکی گرد برخاست ز اوردگاه
