جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۸۱ از ۸۳۵
- بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است جلال الدین محمد مولویآن ندایی کاصل هر بانگ و نواستخود ندا آنست و این باقی صَداست
- بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم جلال الدین محمد مولویکنگ زفتی کودکی را یافت فردزرد شد کودک ز بیم قصد مرد
- بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود جلال الدین محمد مولویگفت صدیقه که ای زبدهٔ وجودحکمت باران امروزین چه بود
- بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد جلال الدین محمد مولویگفت آخر او ز من مسکینترستگفت قاصد کرده است او را زرست
- بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان جلال الدین محمد مولویگفتم ار هر ذرهای خونی شودخنجر اندر کف به قصد تو رود
- بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست جلال الدین محمد مولویکه لو انزلنا کتابا للجبللانصدع ثم انقطع ثم ارتحل
- بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ جلال الدین محمد مولویهین بخور پاک و حلال و بیحساببی صداع و نقل و بالا و نشیب
- فصل شصت و هشتم - میان بنده و حق حجاب همين دو است و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود جلال الدین محمد مولوی… رد به من من بندهٔ مستی و تهیدستی تو» حق تعالی فرعون را چهارصد سال عمر و ملک و پادشاهی و کامروایی داد جمله حجاب بود که او را از حضرت حقّ دور میداشت، یک روزش بیمرادی و دردسر نداد تا نبادا که حقّ را یادآرد. گفت …
- بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره جلال الدین محمد مولویگرم و سردش نوبهار زندگیستمایهٔ صدق و یقین و بندگیست
- بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی جلال الدین محمد مولویمردهٔ صدساله بیرون شد ز گوردیو ملعون شد به خوبی رشک حور
- بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود جلال الدین محمد مولویآنچ چندین صدر ادراکش نکردلعب کودک بود پیشت اینت مرد
- بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات جلال الدین محمد مولویمقعد صدقی نه ایوان دروغبادهٔ خاصی نه مستیی ز دوغ
