جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۵۹۶ از ۶۱۱
- بخش ۱۷ ابوالقاسم فردوسیکه جایی کجا مایه چندین بودفرستادن زن چه آیین بود
- بخش ۴۵ ابوالقاسم فردوسیدر گنج بگشاد و چندان گهربیاورد شمشیر و زرین کمر
- شمارهٔ ۱۸ - در مدح شاه عباس دوم صائبزان نمی پیچند فیلان سر ز فرمان کجککز کجی و تیزی از شمشیر او دارد نشان
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه سلیمان و تاریخ بنای عمارت هشت بهشت صائبدر بساط آسمان یک صبح دارد آفتابدارد از آیینه چندین صبح روشن این مکان
- بخش ۱۱ - در خطاب کردن با دل در رموز معانی فرماید عطار نیشابوریاگرگردون نبودی نامساعدنگشتی خاک چندین سیم ساعد
- بخش ۸۷ - ذکر شیخ علی رودباری رحمةالله علیه عطار نیشابورینقل است که گفت: یک چندگاهی من به بلای وسواس مبتلا بودم در طهارت. روزی به دریا یازده بار فرو شدم و تا وقت فرو شدن آفتاب آنجا ماندم که وضو درست نمییافتم. در میانه رنجیده دل گشتم، گفتم: خدایا العافیة. هاتفی آواز داد از دری …
- بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین نظامی گنجویمخور چندان که خرما خار گرددگوارش در دهن مُردار گردد
- بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهینبانو به مداین نظامی گنجویبلی چندان شکیبم در فراقشکه برقی یابم از نعل براقش
- بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهینبانو شیرین را نظامی گنجوینه چندان صید گوناگون فکندندکه حدش در حساب آید که چندند
- بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابنسلام نظامی گنجویچندان ز ره دو دیده خون راندکز راه خود آن غبار بنشاند
- بخش ۲۳ - خردنامه سقراط جامیبگفتش که چندین تورا شغل چیستکه بی آن نیاری یکی لحظه زیست
- بخش ۵۱ - مراجعت کردن اعرابی بار دیگر به زیارت مجنون و بعد از جست و جوی بسیار وی را یافتن که غزالی را در آغوش گرفته و هر دو جان داده جامییکچند چو در دیار خود بودمشغول به کار و بار خود بود
