جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۸۶ نتیجه برای «دو» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۶۲ از ۹۹
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰ جلال الدین محمد مولویخوش میسازی مرا و خوش میسوزیخوش پرده همی دری و خوش میدوزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۸ جلال الدین محمد مولویبسیار زدم لاف تو با دشمن و دوستای وای به من گر خجلم بگذاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۸ جلال الدین محمد مولویاندر ره دوست فقر مطلق خوشترکاندر ره او خوار بود محتشمی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۷ جلال الدین محمد مولویدوش از سر عاشقی و از مشتاقیمیکردم التماس می از ساقی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸ جلال الدین محمد مولویدوشینه مرا گذاشتی خوش خفتیامشب به دغل به هر سویی میافتی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰ جلال الدین محمد مولویدی بود چنان دولت و جان افروزیو امروز چنین آتش عالم سوزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۲ جلال الدین محمد مولویدی عاقل و هشیار شدم در کاریبرهم زدم دوش مر مرا عیاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۹ جلال الدین محمد مولویشمعی است دل مراد افروختنیچاکیست ز هجر دوست بردوختنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۶ جلال الدین محمد مولویعید آمد و عید بس مبارک عیدیگر گردون را دهان بدی خندیدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲ جلال الدین محمد مولویگفتی که مایست بردرم خیز بروای دوست اگر نه ایستمی نیستمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ جلال الدین محمد مولویگر عقل به کوی دوست رهبر نبدیروی عاشق چنین مزعفر نبدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹ جلال الدین محمد مولویگرنه حذر از غیرت مردان کنمیآن کار که دوش گفتهام آن کنمی
