جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۹۳ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴ جلال الدین محمد مولویمن درد ترا ز دست آسان ندهمدل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۵ جلال الدین محمد مولویمن دوش فراق را جفا میگفتمبا دهر فراق پیش میآشفتم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۰ جلال الدین محمد مولویاز نور لطیف او است جان میبیندآن دود به گرد او منم میدانم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۶ جلال الدین محمد مولویمن قاعدهٔ درد و دوا میشکنممن قاعدهٔ مهر و جفا میشکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰ جلال الدین محمد مولوییار آمده، یار آمده، ره بگشائیمجویان دلست، دل بدو بنمائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵ جلال الدین محمد مولوییک چند به کودکی به استاد شدیمیک چند به روی دوستان شاد شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۷ جلال الدین محمد مولویمن دوش بدیدم کمرت را ز میانهان تا نبری گمانِ بد بر دگران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۸ جلال الدین محمد مولویای آتش عشقی که در آن میسوزیخود جنت و فردوس تو خواهد بودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۱ جلال الدین محمد مولویای زخم تو خوشتر از دوای دگرانامساک تو بهتر از عطای دگران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷ جلال الدین محمد مولویآن دولت معمور که میپرسیدییا بیتو و لیک در خراب دل من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹ جلال الدین محمد مولویاین دیدهٔ من کز نگرد دور از منای صحت صد دیدهٔ رنجور از من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویبا دل گفتم اگر بود جای سخنبا دوست غمم بگو در اثنای سخن
