جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۷۰۲ از ۷۰۴
- بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه عطار نیشابوریدر غمش راهی که گردون میرودسرنگون در خاک و در خون میرود
- بخش ۶۲ - حکایت در تمثیل حال نادانان، که بخود گمان دانائی برند، و از حقیقت حال دانایان بیخبرند و طریقۀ دانایان از نادان شمرند عطار نیشابوریکشت زاری بود خرّم چون ارمخود حکیمش گفت برهانم زغم
- بخش ۴۹ - ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… از عذری که اهل آن به پانصد سال غرق وصل باشند کجا بهتر باشد چگوئی که پیغمبر علیه السلام مر فرزندان خود را جز فقر روانداشت و بیگانگان را به عطا توانگر میکرد کجاتوان گفت: که توانگر از درویش فاضلتر پس قول قول جنید است والله …
- بخش ۴ - ذکر مالک دینار رحمة الله علیه عطار نیشابوری… حرب خواست بود مرا تب بگرفت چنانکه عاجز گشتم. در خیمه رفتم و بخفتم، د رغم. آنگه با خود میگفتم: ای تن! اگر تو را نزدیک حق تعالی منزلتی بودی، امروز تو را این تب نگرفتی. پس در خواب شدم. هاتفی آواز داد که تو اگر امروز حرب کر …
- گفتار سی ام ناصرخسرو قبادیانی… بر چهار حد است چون حجت و داعی و ماذون و مستجیب یعنی چون ناطق بمرتبت پیغمبری آید و از پنج حد علوی نصیب خویش بیابد چاریکی مر اهل دعوت را بیرون کند.
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیهمان در جهان یادگاری بودخردمند را غمگساری بود
- شمارهٔ ۲ - رسالهٔ نصیحة الملوک [۱-۷۵] سعدی شیرازی۱۳. پادشاهان پدر یتیمانند باید که بهتر از آن غمخوارگی کند مر یتیم را که پدرش، تا فرق باشد میان پدر درویش و پدر پادشاه .آوردهاند که کیسهای زر و طفلی از کسی بازماند. حاکم آن روزگار کس فرستاد پیش وصی و زر خواست .وصی زر در …
- گفتار سی و سوم ناصرخسرو قبادیانی… مضان از آن یازده ماه دیگر شریف تر است و بیان تاویل آن این است که هر پیغمبری را وصی و هر امامی را دوازده حجت باشد یکی از دوازده حجت پیغمبری وصی او باشد و یکی از دوازده حجت وصی امام باشد که از پس وصی بجای او ایستد و یوسف ع …
- بخش ۱۳ - صف نهم ناصرخسرو قبادیانی… مچنین به رد و آسانی، نفسانی نیز مردم را هلاک باشد. و چون کسی که او را غمی سخت رسد ناگاه و حرارت غریزی او بمرکز دل فراز آید و بسبب جمله گشتن حرارت سوخته شود و آن را فسردن حرارت خوانند، و اگر کسی را شادی بی اندازه بیک بار …
- شمارهٔ ۵ - مجلس پنجم سعدی شیرازی… ا این سرّیست که از بندگان پوشیده است و کسی را از این خبر نه. داوود پیغمبر علیه السلام گفت الهی سرّ خویش بر من آشکار کن که عظیم ترسان و حیرانم. تا روز این میگفت و میگریست. ندا آمد که یا داوود اگر چندان بگریی که سنگ خار …
- گفتار سی و دویم ناصرخسرو قبادیانی… آن صاع را بشناسند و آن صاع را صاع نبی گویند که بچهار من گندم پر شود پیغمبر علیه السلام برسر هر یکی ازین چهار گونه خلق از آن صاع چهار من یکصاع بفرمود دادن ازین چهار گونه بار درخت و بار گیاه و از آن دو گونه بار درخت بود چو …
- گفتار دویم ناصرخسرو قبادیانی… سول علیه السلام که گفت: العلما ورثه الانبیایعنی دانایان میراث داران پیغمبرانند پس شیعت گفتند بدین معنی آن میخواهد که جز ورثه رسول علیه السلام کسی دیگر دانا نیست و دیگر مسلمانان گفتند هرکه دانا باشد ورثه رسول باشد پس شیعت …
