جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۷۰۹ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۸ - در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحرب جلال الدین محمد مولویکلما هم اوقدوا نار الوغیاطفاء الله نارهم حتی انطفا
- بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه جلال الدین محمد مولویمرد زرگر را بخوان زان شهر دوربا زر و خلعت بده او را غرور
- بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل جلال الدین محمد مولویقرعه بر هر که فتادی روز روزسوی آن شیر او دویدی همچو یوز
- بخش ۱۲۳ - مثل جلال الدین محمد مولویگفت جوع از صبر چون دوتا شودنان جو در پیش من حلوا شود
- بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را جلال الدین محمد مولویقوم گفتند ای گروه این رنج مانیست زان رنجی که بپذیرد دوا
- بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و میگرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیموار کی فرزند را قربان میکرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود میسپرد و امر آمد مصطفی را علیهالسلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فیابراهیم جلال الدین محمد مولویور ز رنج تن بد آن گریه و ز سوکریسمان بسکست و هم بشکست دوک
- بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی جلال الدین محمد مولویهست مهمانخانه این تن ای جوانهر صباحی ضیف نو آید دوان
- بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاهزادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیکتر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیکتر شدن محمودست الی آخره جلال الدین محمد مولویاین بگفتند و روان گشتند زودهر چه بود ای یار من آن لحظه بود
- بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب ابوالقاسم فردوسیزِ یاقوتِ سُرخ اَست چَرخِ کَبودنه از آب و گَرد و نَه از باد و دود
- شمارهٔ ۲ خیام نیشابوریچندان لگدِ تجربه زد بر گِل ماگردون که بشُد گَردِ حدوث از دل ما
- شمارهٔ ۳ خیام نیشابوریزین فرشزمین که سقفِ او گردون استگفتن نتوان هیچ که حالش چون است
- رباعی شمارهٔ ۳ خیام نیشابوریقرآن که مهین کلام خوانند آن راگهگاه نه بر دوام خوانند آن را
