جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۸۱۶ از ۸۳۵
- بخش ۱۴ - حکایت وحشی بافقیمیان آن دو دل کاین در بود بازبود در راه دایم قاصد راز
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقیگشودی ماهیش مقراض از دمبه قصد آب میبردید قاقم
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیقاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه گویان:
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ جلال الدین محمد مولویدرافتد از صدف هر دم صدف بازش خورد در دموگر نه عین کری هم کران را ترجمانستی
- فی معنی بسم الله الرحمن الرحیم جلال الدین محمد مولوی… ن این نام را نوح پناه خود ساخت، از مشرق تا مغرب موجهای طوفان برخاست و صدهزار لشکر و قبیله را بر هم زد که میگویند که عالم هرگز چنین معمور نشده بود که در عهد نوح بود. هرگز چنان نامدار نشده بودند در عالم که در آن عهد بودند. …
- بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود جلال الدین محمد مولویپس بدو گفتند زین حکمتگریقصد تو آن است تا تنها خوری
- فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند جلال الدین محمد مولوی… دید میدهند باشد که یک شخصی را گفتِ او حکم تواتر دارد که او یکی نیست صدهزار است. پس یک گفتِ او صدهزار گفت باشد، و این چه عجبت میآید این پادشاه ظاهر حکم صدهزار دارد اگرچه یکیست، اگر صدهزار بگویند پیش نرود و چون او بگوی …
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیسپاهش فزون نیست از صدهزارعنان پیچ و برگستوانور سوار
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیچنان دید کز تازیان صدهزارهیونان مست و گسسته مهار
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیده انگشت برسان سیمین قلمبرو کرده از غالیه صدرقم
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیتو بر خویشتن گر کنی صدگزندچه آسانی آید بدان ارجمند
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیسواران جنگی چو سیصد هزاربه جیحون همی کرد خواهد گذار
