رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    • نثر×
    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۰)
    • سعدی (۲)
    • مولانا (۴۵)
    • فردوسی (۰)
    • خیام (۲۵)
    • صائب (۰)
    • عطار (۷۸)
    • ایرج میرزا (۰)
    • نظامی (۰)
    • جامی (۰)
    • باباطاهر (۰)
    • پروین اعتصامی (۰)
    • رودکی (۰)
    • بیدل دهلوی (۰)
    • عبید زاکانی (۰)
    • ناصرخسرو (۲۱۹)
    • خاقانی (۰)
    • وحشی بافقی (۰)
    • اقبال لاهوری (۰)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۷٬۳۱۶)
    • قصیده (۶۲۲)
    • مثنوی (۳٬۶۲۶)
    • رباعی (۶۵۹)
    • قطعه (۲۷۸)
    • نثر (۳۶۹)
    • سایر قالب‌ها (۷۶۸)

    ۳۶۹ نتیجه برای «دید» با فیلتر نثر · صفحهٔ ۹ از ۳۱

    1. بخش ۴۰ - اسکندریه و منارهٔ آن ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثرو از مصر تا اسکندریه سی فرسنگ گیرند. و اسکندریه بر لب دریای روم و کنار نیل است، و از آن جا میوه بسیار به مصر آورند به کشتی و ان جا مناره است که من دیدم آبادان بود به اسکندریه.
    2. بخش ۹۳ - لردگان و لنجان ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… م گور به شمشیر بریده است و آن را شمشیر برید می‌گفتند و آن جا آبی عظیم دیدیم که از دست راست ما از سوراخ بیرون می‌آمد و از جایی بلند فرو می‌دوید و عوام می‌گفتند این آب به تابستان مدام می‌آید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ …
    3. بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت ساله ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… ند. چون من گفتم «من الجنة و الناس»، گفت: «ارایت الناس»؟ یعنی «آیا آدم دیده‌ای؟» و گفت نیز بگو. من گفتم که سوره بیش از این نباشد. پس گفت: آن سوره «نقالة الحطب» کدامست؟ و نمی دانست که اندر سوره «تبت» «حمالة الحطب» گفته است …
    4. بخش ۸۸ - پس از بصره ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… گ که آن را بوصی می‌گفتند نشستیم و خلق بسیار از جوانب که آن کشتی را می‌دیدند دعا می‌کردند که: «یا بوصی سلکک الله تعالی».
    5. بخش ۱۹ - جند قنسرین، سرمین، معمره النعمان و استوانهٔ سنگینش ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… مان بود، باره‌ای سنگین داشت، شهری آبادان و بر در شهر اسطوانه‌ای سنگین دیدم، چیزی بر آن نوشته بود به خطی دیگر از تازی. از یکی پرسیدم که این چه چیزست؟ گفت طلسم کژدمی‌ست، که هرگز عقرب در این شهر نباشد و نیاید و اگر از بیرون …
    6. بخش ۳۰ - قیساریه، کفرسابا، کفر سلّام ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… گ مکّی برفتیم، مقدار یک فرسنگ، و دیگر باره درختان انجیر و زیتون بسیار دیدیم همه راه از کوه و صحرا، چون چند فرسنگ برفتیم به شهری رسیدیم که آن شهر را کفرسابا و کفر سلّام می‌گفتند. از این شهر تا رمله سه فرسنگ بود، و همه راه …
    7. بخش ۲۴ - صیدا ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… همهٔ مسجد حصیر های منقش انداخته، و بازاری نیکو آراسته، چنانکه چون آن بدیدم گمان بردم که شهر را بیاراسته‌اند قدوم سلطان را، یا بشارتی رسیده است. چون پرسیدم گفتند رسم این شهر همیشه چنین باشد، و باغستان و اشجار آن چنان بود …
    8. بخش ۸۶ - شهر ابله ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثرو شهر ابله که بر کنار نهر است و نهر بدان موسوم است شهری آبادان دیدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه که آن را حد و وصف نتوان کرد و اصل شهر بر جانب شمال نهر بود و از جانب جنوب نیز محلت‌ها و مساجد و اربطه و بازارها بود و …
    9. بخش ۲۹ - حیفا ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثر… رفتیم، به یک فرسنگی، که آن را کنیسه می‌گفتند، از آنجا راه از دریا بگردید، و به کوه در شد سوی مشرق و صحراها و سنگستان‌ها بود که وادی تماسیح می‌گفتند. چون فرسنگی دو برفتیم دیگر بار راه به کنار دریا افتاد و آنجا استخوان حی …
    10. فصل شصت و نهم - فرمود این که می‌گویند در نفس آدمی شرّی هست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… اض کرده‌اند. هیچ مجاهده‌ای سخت‌تر ازین نیست که با یاران صالح نشیند که دیدن ایشان گدازش و اِفنای آن نفس است. و ازین است که می‌گویند «چون مار چهل سال آدمی نبیند اژدها شود» یعنی که کسی را نمی‌بیند که سبب گدازشِ شرّ و شومی ا …
    11. بخش ۴۱ - حکایت خیام نیشابورینوروزنامهنثر… و نمود، و گفت « هذا شفیعی » اینک شفیع من، عبدالله طاهر چون روی کنیزک بدید تبسم کرد و گفت « شفیع ما اکرمه و من یوتیک ما اعظمه » گفت بزرگا شفیعا که تو آوردی و عزیز خواهشی که تراست، این بگفت و بفرمود تا آن سرهنگ را خلاص داد …
    12. بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان خیام نیشابورینوروزنامهنثر… یش تخت او بنهادی، و بدین آن خواستی که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم برآن افگنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند، و آن بریشان مبارک گردد، که خرمی و آبادانی جهان درین چیزهاست که پیش ملک آ …
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. …
    3. صفحهٔ ۸
    4. صفحهٔ ۹
    5. صفحهٔ ۱۰
    6. …
    7. صفحهٔ ۱۹
    8. …
    9. صفحهٔ ۳۱
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».