جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۹۷۳ از ۹۹۶
- مثلثات سعدی شیرازیغرش نان هاجه از حلوا نپرستنن تی گلشکر هن غت بگرست
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ جلال الدین محمد مولویز رنجم گنجها داری ز خارم جفت گلزاریچه مینالی به طراری منم سلطان طراران
- بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیهالسلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما جلال الدین محمد مولویاین گلوی مرگ از نعره گرفتطبل او بشکافت از ضرب شگفت
- بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش جلال الدین محمد مولویآتش حرص از شما ایثار شدو آن حسد چون خار بد گلزار شد
- بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام جلال الدین محمد مولویگر بود مشک و گلابی بو برمفن من اینست و علم و مخبرم
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویبود امیری را یکی اسپی گزیندر گلهٔ سلطان نبودش یک قرین
- بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن جلال الدین محمد مولویکه تو زان دوری درین دور ای کلیمپا بکش زیرا درازست این گلیم
- اول جلال الدین محمد مولویای صبر بخش زاهدان اخلاص بخش عابدانوی گلستان عارفان در وقت بسط و التقا
- سیام جلال الدین محمد مولویمروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان راگلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی
- فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولوی… و نمانند. حق تعالی چون بر کوه به حجاب تجلّی میکند او نیز پر درخت و پرگل و سبز آراسته میگردد و چون بیحجاب تجلّی میکند او را زیر و زبر و ذرّه ذرّه میگرداند فَلَّمَا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکاًّ. سایلی سؤ …
- بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان جلال الدین محمد مولویهر که او سویی گلویش زخم بردحلق خود ببریده دید و زار مُرد
- بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت جلال الدین محمد مولویرستهای از کفر و خارستان اوچون گلی بشکف به سروستان هو
