جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۸ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده جلال الدین محمد مولویخواجه حیران گشت اندر کار مرغبیخبر، ناگه بدید اسرار مرغ
- بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او جلال الدین محمد مولویناله میکن کای تو عَلّام الغیوبزیرِ سنگِ مَکرِ بد ما را مکوب
- بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل جلال الدین محمد مولویخویشبین چون از کسی جرمی بدیدآتشی در وی ز دوزخ شد پدید
- بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیهالسلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا جلال الدین محمد مولویاتفاقا اندر آن شبهای تاردیده بُد مردم ز شبدزدان ضرار
- بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر جلال الدین محمد مولویشیر چون وا گشت از چشمه به خوَرجُست در خر دل نه دل بُد نه جگر
- بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه جلال الدین محمد مولویکیست ماهی چیست دریا در مثلتا بدان مانَد مَلِک عزَّ و جَل
- بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی جلال الدین محمد مولویبیادب تنها نه خود را داشت بَدبلکه آتش در همه آفاق زد
- بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق جلال الدین محمد مولویسنقر آن دم طاس و مندیلی نکوبرگرفت و رفت با او دو بدو
- بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب جلال الدین محمد مولویچون ازو نومید گردد گاو نرآید آنجا که نهاده بد گهر
- بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بود جلال الدین محمد مولویآستین پیرهن بنمود زنبس درشت و پر وسخ بد پیرهن
- بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور جلال الدین محمد مولویگر بیاموزم زیان کارش بودور نیاموزم دلش بد میشود
- بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس جلال الدین محمد مولویچونک بیسوگند گفتش بد دروغتو میفت از مکر و سوگندش به دوغ
