جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۸۳ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر جلال الدین محمد مولویدر ربود او از سرش دستار راپس دوان شد تا بسازد کار را
- بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را جلال الدین محمد مولویدین و دل را کُل بدو بسپرد خلقپیش امر و حکمِ او میمُرد خلق
- بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند جلال الدین محمد مولویباش چون دولابِ نالان چشمتَرتا ز صحنِ جانت بَر روید خَضَر
- بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیهالسلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح جلال الدین محمد مولویچون ملک از لوح محفوظ آن خردهر صباحی درس هر روزه برد
- بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة جلال الدین محمد مولویزانک آنجا گفت زینجا دور شدبر خیالی از حقی مهجور شد
- بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله جلال الدین محمد مولوینه نژند پیریت آید برونه قد چون سرو تو گردد دوتو
- بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر جلال الدین محمد مولویدوست دارد یار این آشفتگیکوشش بیهوده به از خفتگی
- بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر جلال الدین محمد مولویچون زنان جمله بدو گِرد آمدندهرچه بود آن نر ز مادر بستدند
- فصل سی و چهارم - مرا عجب میآید که این حافظان چون پی نمیبرند جلال الدین محمد مولوی… تو هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیْمٍ مَناّعٍ لِلْخَیْرِ. الّا قرآن عجب جادوست غیور چنان میبندد که صریح در گوش خصم میخواند چنانکه فهم میکند و هیچ خبر ندارد، باز میرباید خَتَمَ اللهُ عجب لطفی دارد ختمش میکند که میشنود …
- بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست جلال الدین محمد مولویآن یکی مرد دومو آمد شتابپیش یک آیینه دار مستطاب
- بخش ۸۳ - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است جلال الدین محمد مولویگرچه نفس واحدیم از روی جانظاهرا دورم ازین سود و زیان
- بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیهالسلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه جلال الدین محمد مولویقهر گردد دشمن اما دوست نیدوست کی گردد ببسته گردنی
