جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۸۴ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون جلال الدین محمد مولویاین عللهایی که در طب گفتهانددور باشد از تنت ای ارجمند
- بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر جلال الدین محمد مولویچون برو بنشست زین اندوه گردبر همه شاهان عالم رحم کرد
- بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام جلال الدین محمد مولویگفت بخشیدم بدو ایمان نعمور تو خواهی این زمان زندهش کنم
- بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز جلال الدین محمد مولویامتحان چشم خود کردم به نورای که چشم بد ز چشمان تو دور
- بخش ۲۸ - حکایت جلال الدین محمد مولویپس بجوشیدند اسرائیلیاناز پگه تا جانب میدان دوان
- بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همهای چو بی منی بی همهای ور بی همهای چو با منی با همهای جلال الدین محمد مولویگر ببینی میل خود سوی سماپرِّ دولت برگشا، همچون هما
- بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است جلال الدین محمد مولویباز نفسش حمله میآورد زودزین تعرف در دلش چون کاه دود
- بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست جلال الدین محمد مولویوانک جز این دوست او خود مردهایستاو برین در نیست نقش پردهایست
- بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامههاش را هم دزدیدند جلال الدین محمد مولویچونک آگه شد دوان شد چپ و راستتا بیابد کان قج برده کجاست
- بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را جلال الدین محمد مولویآنگَهَم از خْوَد بِران تا شهرِ دورتا دَر اندازم دَر ایشان شَرّ و شور
- بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان جلال الدین محمد مولویدُور میشد این سؤال و این جوابماند چون خر محتسب اندر خلاب
- بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را جلال الدین محمد مولویدور دارد از ضعیفان در کمینمکر نفس و فتنهٔ دیو لعین
