جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹ نتیجه برای «آب» با فیلتر بهارستان (جامی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۲ جامیکژدمی زهر مضرت در نیش و تیر خباثت در کیش، عزیمت سفر کرد، به لب آب پهناور رسید، خشک فرو ماند، نه پای گذشتن و نه رای بازگشتن سنگ پشتی آن معنی را از وی مشاهده کرد، بر وی ترحم نمود و بر پشت خودش سوار ساخت و خود را در آب اندا …
- بخش ۱۹ جامیاشتری و درازگوشی همراه می رفتند. به کنار جوی بزرگی رسیدند. اول اشتر در آمد چون به میان جوی رسید آب تا شکم وی برآمد. درازگوش را آواز داد که درآی که آب تا شکم بیش نیست!
- بخش ۹ جامیمأمون غلامی داشت که ترتیب آب طهارت به عهده وی بود در هر چند روز آفتابه یا سطلی گم می شد یک روز مأمون با وی گفت: کاش آن آفتابه و سطلی که از ما می بری هم به ما فروشی گفت: همچنان کنم.
- بخش ۱۴ جامیشاعری به توقع فایده به در خانه معن زایده آمد چند روزی آنجا بود، بار نیافت. از باغبان وی التماس کرد که چون معن به باغ درآید و برکنار آب نشیند مرا آگاه کن! چون آن وقت درآمد باغبان وی را آگاه ساخت، این بیت را که:
- بخش ۲۸ جامیمی خورد روزه نارسیده به شبمی کشد موزه نارسیده به آب
- بخش ۳ - دقیقی جامیچو آب اندر شمر بسیار ماندعفونت گیرد از آرام بسیار
- بخش ۷ جامیبعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.
- بخش ۱۱ - معزی جامیربع از دلم پر خون کنم اطلال را جیحون کنمخاک دمن گلگون کنم از آب چشم خویشتن
- بخش ۱۵ جامینکته ای چون آب می آرد لطیفشاه را آبی بر آتش می زند
- بخش ۳۱ - آذری اسفراینی، کاتبی نیشابوری و امیرشاهی سبزواری جامیباز شب شد چشم من میدان گریه آب زدسیل خون آمد شبیخون بر سپاه خواب زد
- بخش ۹ جامیماهیی دید در میانه آبهمچو آب روان روان بشتاب
- بخش ۲ - رودکی جامیآب جیحون و شگرفیهای اوخنگ ما را تا میان آید همی
