جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۴ نتیجه برای «بدو» با فیلتر خیام · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۵ - یاد کردن خوید و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… در وی منافع بسیار است و از حبوب که پیوسته غذا را شاید وی زودتر رسد و بدو مثل زنند که چهل روز از انبار به انبار رسد، هر کجا بیندازی برآید و زودتر از همه دانهها بالد و جو است که هم دارو را و هم غذا را شاید و حکما و زهاد …
- بخش ۴۱ - حکایت خیام نیشابوری… فت کدامست این شفیع تو که باز نتوان زد، کنیزک دست از روی برداشت، و روی بدو نمود، و گفت « هذا شفیعی » اینک شفیع من، عبدالله طاهر چون روی کنیزک بدید تبسم کرد و گفت « شفیع ما اکرمه و من یوتیک ما اعظمه » گفت بزرگا شفیعا که تو …
- بخش ۴۰ - گفتار اندر خاصیت روی نیکو خیام نیشابوری… اند، اما خداوندان علم فلاسفه گفتهاند که سبب آفرینش ایزدست، و طلب علم بدو، و از آفریدگار خویش اثرست که راه نماید به خوی ذات او، و طبیعیان گفتند که همه چیزها را زیادت و نقصان و اعتدالست ، و آراستگی هموار به اعتدالست، پس چ …
- بخش ۱۱ - یاد کردن انگشتری و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… چون نامه مهر ندارد هر که خواهد بر خواند و چون مهر دارد آن کس خواند که بدو فرستاده باشند، و خردمندان گفتهاند که تیغ و قلم هر دو خادمان انگشتری ملک اند، که ملک ایشان بگیرند و راست کنند در زیر حکم انگشتری ملک اندر آید، که …
- بخش ۲۶ - یاد کردن قلم و خاصیت او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… وی ادا کردند و به وی پذیرفتند، و آیینهای ملک و قانون و قاعده ولایتها بدو نگاه دارند و ترتیب دهند. و از مرتبت نبشتن بود که دست را به زینت انگشتری و مهر بیاراستند، چه ملوک عجم چون دیدند که تیغ ولایت گرفت و ارکان سیاست بپا …
- بخش ۳ - اندر آیین پادشاهان عجم خیام نیشابوری… ا ارزانی داشتند ازو باز نگرفتندی، و بوقت خویش بر عادت معهود سال و ماه بدو میرسانیدندی، و اگر کسی در گذشتی و فرزندی داشتی که همان کار و خدمت توانستی کردن نان پدر او را ارزانی داشتندی، و دیگر بر کار عمارت عظیم حریص و راغب …
- بخش ۳۹ - حکایت اندر معنی پدید آمدن شراب خیام نیشابوری… بادان گفت: ای ملک کارِ بنده است! تیری بینداخت چنانکه سرِ مار در زمین بدوخت و به همای هیچ گزندی نرسید. همای خلاص یافت و زمانی آنجا می پرید و برفت. قضا را سال دیگر همین روز شاه شمیران بر منظره نشسته بود، آن همای بیامد و ب …
- بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه خیام نیشابوری… ت «نوروز» نام نهاد و جشن آیین آورد. و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند. و قصه آن چنانست که چون گیومرت اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانن …
- خیام فیلسوف خیام نیشابوری… فکری که در رباعیات خیام برمیخوریم این است که گوینده با نهایت جرئت و بدون پروا با منطق بیرحم خودش هیچ سستی، هیچ یک از بدبختیهای معاصرین و فلسفهٔ دستوری و مذهبی آنها را قبول ندارد، و به تمام ادعاها و گفتههای آنها پشت …
- شمارهٔ ۷ خیام نیشابوریآنها که کهن بُوَند و آنها که نُوَندهر یک به مرادِ خویش لَختی بدوَند
- رباعی شمارهٔ ۵۶ خیام نیشابوریآنها که کهن شدند و اینها که نُوَندهر کس به مراد خویش یک تک بدوند
- بخش ۲۰ - یاد کردن تیر و کمان و آنچه واجب بود درباره ایشان خیام نیشابوری… بود، اکنون بدین بخشی که فرود از گوشه بود قوت دو چندان بود که بگوشه، و بدوسک فرود از وی بود و عدد وی چهارده است و شانزده سی و سک نیمه و سی دیگر نیم جمله هزار و شصت بود، و دو خانه کمان بشش(بخش)کرد، از بهر آنک صورت کمان چون …
