جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۱ نتیجه برای «یکی» با فیلتر نوروزنامه (خیام) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۶ - حکایت خیام نیشابوریشنیدم که روزی هرمز پدر خسرو (به) یکی خویدزار جو بگذشت. خوید را آب داده بودند و آب از کشتزار بیرون میآمد و راه میگرفت و ماه فروردین بود. فرمود که آن آب از جو بیرون میآید. یک کوزه پر کردند تا بخورد و گفت جو دانهای مب …
- بخش ۱۲ - حکایت خیام نیشابوری… ون میدید که همه راه بدان میبرد که این جهان او را شود و از آن خوابها یکی آن بود که جمله جهان یکی انگشتری شدی و به انگشت وی اندر آمدی ولیکن او را نگین نبودی. چون از ارسططالیس بپرسید گفت «این جهان همه ملک تو گردد و ترا بس …
- بخش ۴۱ - حکایت خیام نیشابوریچنین گویند که عبدالله طاهر یکی را از بزرگان سپاه خویش باز داشته بود، هر چند در باب او سخن گفتندی از وی خشنود نگشت، پس چون حال بدان جا رسید، و هرکس از کار او ناامید گشتند این بزرگ را کنیزکی بود فصیحه، قصهای نوشت و آن روز …
- بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم خیام نیشابوری… ٔ آشکارا و نهان است. خداوند بیهمتا و بیانباز، و بیدستور و بینیاز، یکی نه از حد قیاس و عدد، قادر و مستغنی از ظهیر و مدد، و درود بر پیغمبران او از آدم صفی تا پیغمبر عربی محمد مصطفی صلی الله علیهم اجمعین، و بر عترت و اص …
- بخش ۷ - اندر علامت دفینها خیام نیشابوری… رو گنجی یا دفینی باشد آنجا برف پای نگیرد و بگدازد، و از علامتهاء دفین یکی آنست که چون زمینی خراب باشد بی کشتمند و اندران سپرغمی رسته بود بدانند که آنجا دفین بود، و چون شاخ کنجد بینند یا شاخ بادنجان بدامن کوه که از آبادان …
- بخش ۲۷ - حکایت خیام نیشابوری… و سخن نگفت مَلِک وزیر را فرمود « جوابش بازده » وزیر سرِ دوات بگشاد و یکی قلم سوی وی انداخت گفت « اینک جواب » رسول مرد عاقل بود بدانست که جواب برسید، و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست، و خداوندان قلم را که معت …
- بخش ۱۴ - حکایت خیام نیشابوری… و رفتند و طلب کردند و حوض از آب تهی کردند نگینه باز نیافتند بجای نگین یکی سنگ سپید اندر وی نشسته بود، بس روزگار بر وی بر نیامد که طاهر اعور بیامد و با او حرب کرد و هم دران سرای مر او را بکشت. این قدر در معنی انگشتری گفته …
- بخش ۳۰ - یاد کردن اسپ و هنر او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… . و رسول علیه السلام فرموده است « الخیر معقود فی نواصی الخیل » گفت « نیکی در پهلوی پیشانی اسپ بسته است » و مر اسپ را پارسیان بادجان خوانده اند، و رومیان آن را بادپای، و ترکان گامزن کامده، و هندوان تختپران، و تازیان …
- بخش ۲۹ - حکایت خیام نیشابوری… ه بیک نقط قلم پنجاه هزار شمشیر هزیمت شد، و بزمین عراق دوانزده قلمست هریکی را قد و اندام و تراشی دیگر، و هر یکی را ببزرگی از خطاطان باز خوانند، یکی مقلی بابن مقله باز خوانند، و دیگر مهلهلی که بابن مهلهل باز خوانند، سدیگر …
- بخش ۶ - اندر یاد کردن زر و آنچه واجب بود درباره او خیام نیشابوری… گدازنده چنان نهادهاند که شرف آدمی بر دیگر حیوانات. و از خاصیتهاء زر یکی آنست که دیدار وی چشم را روشن کند، و دل را شادمان گرداند، و دیگر آنک مرد را دلاور کند، و دانش را قوت دهد، و سدیگر آنک نیکویی صورت افزون کند، و جوان …
- بخش ۳۲ - نامهای اسپان بزبان پارسی خیام نیشابوری… بود، یا بر روی نشانهای کلان دارد. اما آنچه فرخنده بود از نشانهای اسپ یکی آنست که بر جای حکم نشان دارد که پارسیان آن را گرد یا (؟گرد پا، ؟گردبا) خوانند، مبارک بود و فرخ. و هر اسپی که مویش زرد بود یا سرخ بسرما طاقت ندارد، …
- بخش ۴۰ - گفتار اندر خاصیت روی نیکو خیام نیشابوری… ن نیکو بود محبوب خدا (و) خلق گردد، و مر دیدار نیکو را چهار خاصیت است، یکی آنک روز خجسته کند بر بیننده، و دیگر آنک عیش خوش گرداند، و سدیگر آنک به جوانمردی و مروت راه دهد، و چهارم آنک به مال و جاه زیادت کند، زیرا که مردم چ …
