جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰ نتیجه برای «خور» با فیلتر مجالس سبعه (مولانا)
- فی معنی بسم الله الرحمن الرحیم جلال الدین محمد مولوی… کوشیدند و اندیشدند و خزینههای عالم خرج کردند تا ایشان را از آن ملک برخورداری باشد و نام نیکو بماند تا سالهای دراز ایشان را به نیکی و بزرگی یاد کنند و دوست دارند، چون به نام خدا پناه نگرفتند در آن کار خویش آن همه کارهاشا …
- مناجات جلال الدین محمد مولویآب حیات، آن باشد که هرکه خورد از آن، هرگز نمیرد و هر شاخ درخت که از آن سبز شد، هرگز زرد و پوسیده نشود و هر گل که از آن آب حیات خندان شد، هرگز آن گل نریزد، اما این آب حیات نیست، آب ممات است. هرکه از این آب حیات فانی بیش خ …
- مناجات جلال الدین محمد مولویاز خوردگهی به خوابگاهیوز خوابگهی به بزم شاهی
- حکایت جلال الدین محمد مولویزین روی نیاریم غمت خورد به یکبارزیرا که شکر هیچ نماند ز مزیدن
- مناجات جلال الدین محمد مولویزان می خوردم که روح پیمانهٔ اوست زان مست شدم که عقل، دیوانهٔ اوست
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… بهشت دیده و نعمت بهشت چشیده به شومی نفس و مکر شیطان،گندم معصیت ناگاه خورده و از چنان بهشت و بوستانی، به چنین زندانی و خاکدانی افتاده که «اهبطوا منها جمیعا» لاجرم چندین سال گریان باشد و دست بر سر میزند و در آفتاب می گردد …
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… رگی طبل بدید و بلندی آواز بشنید، از حرص طمع دربست که گوشت و پوست او درخور شخص و آواز او باشد. همهٔ روز تا به شب بکوشید و به هیچ کاری التفات نکرد تا به حیلهٔ بسیار به طبل رسید که گرد طبل خارها بود و خصمان بودند. چون بدانج …
- من فوائده اسبغ الله فینا نعمة موائده جلال الدین محمد مولوی… آن درختان، در زمین در تاریکی آب و گل هنری و معنیی داشت و حلال صاف میخوردند و از مخالف تیره پرهیز میکردند و در خود گوهری و هنری میدیدند که دیگران، آن نمیدیدند می گفتند که: دریغ که ما، در زیر زمین چنین هنرها داریم و چن …
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… هفت آسمان است، آنگه رسوایی خویش میان رومیانِ روحانیان ببینند، حسرت خورند و هیچ سود ندارد. لاجرم از این سبب دشمنِ آینهاند و آیینهدارند.
- حکایت جلال الدین محمد مولوی… کند بر حق، یا چنانکه مرد مستسقی می بیند دست و پا و شکم آماسیده از آب خوردن و حلاوت آب بر او آن همه را می پوشاند و از مرگ نمی اندیشد. من نیز که حمزهام، آن زندگی شجاعت و مردیها که میکردم، از روی طبیعت و غریزت بود، نه ا …
