رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    • مولانا×
    • نثر×
    • پاک‌کردن همهٔ فیلترها
    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۰)
    • سعدی (۵)
    • مولانا (۵۰)
    • فردوسی (۰)
    • خیام (۳۵)
    • صائب (۰)
    • عطار (۷۷)
    • ایرج میرزا (۰)
    • نظامی (۰)
    • جامی (۲)
    • باباطاهر (۰)
    • پروین اعتصامی (۰)
    • رودکی (۰)
    • بیدل دهلوی (۰)
    • عبید زاکانی (۰)
    • ناصرخسرو (۱۸۵)
    • خاقانی (۰)
    • وحشی بافقی (۰)
    • اقبال لاهوری (۰)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۲٬۰۳۳)
    • قصیده (۴۹)
    • مثنوی (۷۲۰)
    • رباعی (۴۰۰)
    • نثر (۵۰)
    • سایر قالب‌ها (۶۹)
    • همهٔ آثار مولانا
    • دیوان شمس
    • مثنوی معنوی
    • فیه ما فیه
    • مجالس سبعه

    ۵۰ نتیجه برای «سر» با فیلتر مولانا، نثر · صفحهٔ ۱ از ۵

    شاعران و آثار مرتبط

    • ناصرخسروشاعر
    • اسرارنامهعطار · ۱۲۵ شعر
    • خسرونامهعطار · ۷۱ شعر
    • بی‏سرنامهعطار · ۷ شعر
    1. فصل چهلم - ما همچون کاسه‌ایم بر سر آب؛ رفتنِ کاسه بر سر آب به حکم کاسه نیست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثرما همچون کاسه‌ایم بر سر آب؛ رفتنِ کاسه بر سر آب به حکم کاسه نیست، به حکم آب است. گفت: «این عام است، الّا بعضی می‌دانند که بر سر آبند و بعضی نمی‌دانند.» فرمود «اگر عام بودی تخصیص قَلْبُ المُؤْمِنِ بَیْنَ اِصْبَعَیْنِ (مِن …
    2. فصل چهل و نهم - گفت ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثرگفت: «ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم و یک سر موی از مزاج و طبیعت و گرمی و سردی او از ما فوت نشد، هیچ معلوم نگشت که آنچ درو باقی خواهد ماندن آن چه چیزست؟» فرمود اگر دانستن آن به مجرّد قول حاصل شدی خود به چندین کوش …
    3. فصل شصت و نهم - فرمود این که می‌گویند در نفس آدمی شرّی هست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… چیزی نفیس و ثمین هست و اینکه هر جا حجاب بزرگ، گوهر بهتر. چنانک مار بر سر گنج است. تو زشتی مار را مبین نفایس گنج را ببین.
    4. فصل شصت و پنجم - سراج‌الدّین گفت که مسأله‌ای گفتم اندرون من درد کرد فرمود جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثرسراج‌الدّین گفت که مسأله‌ای گفتم اندرون من درد کرد. فرمود آن موکّلی است که نمی‌گذارد که آن را بگویی. اگرچه آن موکّل را محسوس نمی‌بینی ولیکن چون شوق و راندن و الم می‌بینی، دانی که موکّلی هست. مثلاً در آبی می‌روی، نرمی گل‌ …
    5. فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی می‌کند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… ه حقّ است و حق از زیر و بالا مستغنی‌ست این زیر و بالا ماراست که پای و سر داریم مصطفی «صلوات اللّه علیه و آله» فرمود که «لَا تُفَضِّلَوْنِیْ عَلَی یُوْنُسِ بْنِ مَتَّیَ بِاَنْ کَانَ عُرُوجُهُ فِی بَطْنِ الْحُوْتِ وَعُرَوْ …
    6. فصل سیزدهم - شیخ ابراهیم گفت که سیف‌الدین فرّخ چون جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… زَائِنُهُ وَمَا نُنَّزِلُهُ اِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُوْمٍ» طاس بعلینی بر سر طبله‌ها دواهای مختلف می‌نهد از هر انباری مشتی؛ مشتی پلپل و مشتی مصطکی، انبارها بی‌نهایت‌اند ولیکن در طبلهٔ او بیش ازین نمی‌گنجد. پس آدمی بر مثال طا …
    7. فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… همچنانک در زمستان هر کسی در جامه و در پوستینی و تنوری در غار گرمی از سرما خزیده باشند و پناه گرفته و همچنین جمله نبات از درخت و گیاه و غیره از زهر سرما بی‌برگ و بر مانده و رخت‌ها را در باطن برده و پنهان کرده تا آسیب سرم …
    8. فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… یر» ناخوردن جواب است که «هنوز حاجت نیست آن مُهره هنوز خشک نشده است بر سر آن مهره نشاید زدن» طبیب می‌آید نبض می‌گیرد؛ آن سؤال است جنبیدنِ رگ جواب است، نظر به قاروره سؤال است و جواب است بی لاف گفتن. دانه در زمین انداختن سؤ …
    9. فصل شصت و یکم - بعضی گفته‌اند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… بود چنانک مثلاً یکی در رزم رفت و جامهٔ رزم پوشید و سلاح بست و خود بر سر نهاد زیرا وقت جنگ بود امّا چون در بزم آید آن جامه‌ها را بیرون آوَرَد زیرا به کاری دیگر مشغول خواهد شدن الّا شخص همان باشد الّا چون تو او را در آن ل …
    10. فی معنی بسم الله الرحمن الرحیم جلال الدین محمد مولویمجالس سبعهنثربسم، اتّفاق مفسّران است که اینجا مُضمَری هست، که عرب به حرف «با» ابتدا نکنند، اما اختلاف است میان مفسّران که آن مضمر چیست.
    11. فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت می‌کند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… بر مغز چیزی مطّلع شود حقیقتِ آن را بازداند حاشا از عمر که از حقیقت و سرّ کارها واقف نبودی الّا سیرت صحابه چنین بود که خویشتن را بشکنند و دیگران را مدح کنند. بسیار کس باشد که او را قوّت حضور نباشد حال او در غیبت خوشتر با …
    12. فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم می‌گوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… یشه شب بودی هیچ کاری حاصل نشدی و بر نیامدی و اگر همیشه روز بودی چشم و سر و دماغ خیره ماندندی و دیوانه شدندی و معطّل. پس در شب می‌آسایند و می‌خسبند و همه آلت‌ها از دماغ و فکر و دست و پا و سمع و بصر جمله قوّتی می‌گیرند و ر …
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. صفحهٔ ۲
    3. …
    4. صفحهٔ ۵
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».