جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴ نتیجه برای «پر» با فیلتر فیه ما فیه (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۴
- فصل چهل و هفتم - الشکرُ صیدٌ و قید النعّم اِذا سمعت جلال الدین محمد مولوی… َلی ما فَعلوا و لمن قَدر و غَفر. شکر مزیدن پستان نعمت است پستان اگرچه پر بوَد تا نَمِزی شیر نیاید. پرسید که «سبب ناشکری چیست و آنچ مانع شکرست چیست؟» شیخ فرمود مانع شُکر خامطمعی است که آنچ بدو رسید بیش از آن طمع کرده بود …
- فصل سیزدهم - شیخ ابراهیم گفت که سیفالدین فرّخ چون جلال الدین محمد مولوی… ای. اکنون پس مردمان طوّافان حقّند طوافیی میکند و روز و شب طبلها را پر میکنند و تو تهی میکنی یا ضایع میکنی تا به آن کسبی میکنی روز تهی میکنی و شب باز پر میکنند و قوت میدهند. مثلاً روشنی چشم را میبینی؟ در آن عال …
- فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولوی… لقان بسوزند و نمانند. حق تعالی چون بر کوه به حجاب تجلّی میکند او نیز پر درخت و پرگل و سبز آراسته میگردد و چون بیحجاب تجلّی میکند او را زیر و زبر و ذرّه ذرّه میگرداند فَلَّمَا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا …
- فصل سی و هفتم - مصطفی صلّی الله علیه و سلّم با صحابه نشسته بود جلال الدین محمد مولوی… را در عالم اجسام بیمصلحتی آوردند؟ این محال باشد پس سخن در کار است و پر فایده. دانهی قیسی را اگر مغزش را تنها در زمین بکاری چیزی نروید، چون با پوست به هم بکاری بروید. پس دانستم (دانستیم) که صورت نیز در کار است. نماز نی …
- فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند جلال الدین محمد مولوی… ینی، یا در کتابی مسألهای میطلبی؛ چون گوش و چشم و هوش از آن یک مسأله پر شده است ورقها میگردانی و چیزی نمیبینی پس چون ترا نیّتی و مقصدی غیر این بوده باشد هرجا که گردیده باشی از آن مقصود پُر بوده باشی این را ندیده باشی …
- فصل سی و هشتم - حسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد جلال الدین محمد مولوی… صول آن مقصود و مقصود حاصل نشود اِلّا از راه اسباب. و آن راه دور است و پر آفت و پر مانع شاید که آن اسباب تخلف کند از مقصود. اکنون چون در عالم فقر آمدی و ورزیدی حق تعالی ترا ملکها و عالمها بخشد که در وهم ناورده باشی. و ا …
- فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولوی… ناه عقل دور افتاده است. عقل، جنس مَلَک است اگر چه مَلَک را صورت هست و پر و بال هست و عقل را نیست اما در حقیقت یک چیزند و یک فعل میکنند مثلاً صورت ایشان را اگر بگدازی همه عقل شود از پر و بال او چیزی بیرون نماند پس دانستی …
- فصل چهل و چهارم - نام آن جوان چیست؟ سیف الدّین. فرمود «که سیف جلال الدین محمد مولوی… پس قربت او میسر نشود الا به بندگی. او معطی علی الاطلاق است. دامن دریا پر گوهر کرد و خار را خلعتِ گل پوشانید و مشتی خاک را حیات و روح بخشید بیغرض و سابقهای و همه اجزای عالم از او نصیب دارند.
- فصل پنجاه و چهارم - گفت قاضی عزّالدّین سلام میرساند جلال الدین محمد مولوی… خود خبر دهند این چنین باشد. همچنانک شاعر میگوید که «بِرکه گفت که من پُر شدم» برکه سخن نمیگوید! معنیاش اینست که اگر برکه را زبان بودی درین حال چنین گفتی. هر فرشتهای را لوحی است در باطن که از آن لوح به قدر قوّت خود ا …
- فصل پانزدهم - فرمود که هرکه محبوب است خوب است جلال الدین محمد مولوی… گرفتهاند، در ایشان یک سر موی از هستی نمانده است؛ در دست قدرت همچون اسپریاند، جنبش سپر از سپر نباشد و معنی اناالحق این باشد. سپر میگوید: «من در میان نیستم حرکت از دست حق است.» این سپر را حق بینید و با حق پنجه مزنید که …
- فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود جلال الدین محمد مولوی… بودی آب را کی پذیرا شدی؟ و هر دانهای را به حسب آن، دایگی کی کردی و پروردی؟. شخصی چون در کاری مجدّ باشد و ملازم باشد آن کار را بیداریاش در آن کار بیخبریست از غیر آن، ما ازین غفلت غفلتِ کلّی نمیخواهیم، گربه را می …
- فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است جلال الدین محمد مولوی… در شکار و پادشاه را دلخوش دید بعد از آن که شکار بسیار گرفته بود از وی پرسید. پادشاه بخندید گفت «والله من تازی نمیدانم امّا آنچ سر میجنبانیدم و تحسین میکردم که معلوم است که مقصود او از آن شعر چیست سر میجنبانیدم و تحسی …
