جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۹ نتیجه برای «چشم» با فیلتر فیه ما فیه (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۳
- فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند جلال الدین محمد مولوی… انکه از پدر و مادر خود زادی. ترا میگویند که ازیشان زادی تو ندیدی به چشم که ازیشان زادی، امّا به این گفتن بسیار ترا حقیقت میشود؛ که اگر بگویند که تو ازیشان نزادی نشنوی. و همچنانکه بغداد و مکّه را از خلق بسیار شنیدهای …
- فصل سی و چهارم - مرا عجب میآید که این حافظان چون پی نمیبرند جلال الدین محمد مولوی… این لطف و بیمثلی او خواهد بودن، آن کارد یا شمشیر که پیش آید جهت دفع چشم اغیارست تا چشمهایِ نحس بیگانهٔ جُنب، ادراک این مقتل نکند.
- فصل شصت و پنجم - سراجالدّین گفت که مسألهای گفتم اندرون من درد کرد فرمود جلال الدین محمد مولوی… نگی و غضب و شادی جمله محسوس نیستند، امّا از محسوس ظاهرتر شد، زیرا اگر چشم را فراز کنی محسوس را نبینی امّا دفع گرسنگی از خود به هیچ حیله نتوانی کردن و همچنین گرمی در غذاهای گرم و سردی و شیرینی و تلخی در طعامها نامحسوساند …
- فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ جلال الدین محمد مولوی… و به وقت درماندگی او را خوانند همه و به وقت درد دندان ودرد گوش و درد چشم و تهمتِ خوف و ناایمنی همه او را خوانند بسر و اعتماد دارند که می شنود و حاجت ایشان روا خواهد کردن و پنهان پنهان صدقه می دهند از بهر دفع بلا را و صح …
- فصل سیزدهم - شیخ ابراهیم گفت که سیفالدین فرّخ چون جلال الدین محمد مولوی… میکنی روز تهی میکنی و شب باز پر میکنند و قوت میدهند. مثلاً روشنی چشم را میبینی؟ در آن عالم دیدههاست و چشمها و نظرها مختلف از آن نموذجی به تو فرستادند تا بدان تفرّج عالم میکنی. دید آن قدر نیست ولیک آدمی بیش ازین ت …
- فصل سی و هفتم - مصطفی صلّی الله علیه و سلّم با صحابه نشسته بود جلال الدین محمد مولوی… قل جزوی را به عقل کلّ متّصل کردهاند و یکی شدهاست؛ مثلاً دست و پای و چشم و گوش و جمله حواس آدمی قابلند که از دل و عقل تعلیم کنند. پا از عقل رفتار میآموزد، دست از دل و عقل، گرفتن میآموزد، چشم و گوش دیدن و شنیدن میآموز …
- فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ جلال الدین محمد مولوی… تکار را ضایع نمیگذاری امّا چنین میُفتد. بر عنایت حکم نتوان کردن. این چشم راست و چشم چپ هر دو از روی ظاهر یکیست، عجب آن چشم راست چه خدمت کرد که چپ نکرد؟ و دست راست چه کار کرد که چپ آن نکرد؟ و همچنین پای راست؟ امّا عنایت …
- فصل چهل و پنجم - شیخ ابراهیم عزیز درویشیست چون او را میبینیم جلال الدین محمد مولوی… شان حکم یک تن دارند، اگر عضوی از اعضا درد گیرد باقی اجزا متألّم شوند. چشم دیدن خود بگذارد و گوش شنیدن و زبان گفتن، همه بر آنجا جمع شوند. شرط یاری آنست که خود را فدای یار خود کنند و خویشتن را در غوغا اندازند جهت یار، زیرا …
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… اگر همیشه شب بودی هیچ کاری حاصل نشدی و بر نیامدی و اگر همیشه روز بودی چشم و سر و دماغ خیره ماندندی و دیوانه شدندی و معطّل. پس در شب میآسایند و میخسبند و همه آلتها از دماغ و فکر و دست و پا و سمع و بصر جمله قوّتی میگیر …
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولوی… ند و به نماز نهاستادند؛ یکی ازان مریدان که در نماز بود خواجگینام به چشم سر به وی عیان بنمودند که جمله اصحاب مریدان که در نماز بودند با امام پشتشان به قبله بود و آن دو مرید را که موافقت شیخ کردهبودند رویشان به قبله بود …
- فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست میخوانَد آری صورت قرآن را درست میخواند جلال الدین محمد مولوی… در حق کسیست که از معنی قرآن واقف نباشد. الا هم نیک است قومی را خدای چشمهاشان را به غفلت بست تا عمارت این عالم کنند؛ اگر بعضی را از آن عالم غافل نکنند هیچ (این) عالم آبادان نگردد. غفلت، عمارت و آبادانیها انگیزاند؛ آخر …
- فصل سی ام - پیوسته شحنه طالب دزدان باشد که ایشان را بگيرد جلال الدین محمد مولوی… وَلَاخَطَرَ عَلی قَلْبِ بَشَرٍ هرچند که آنچه تو توقع داری از عطاء من، چشمها آن را دیده بودند و گوشها جنس آن شنیده بودند، در دلها جنس آنها مصوّر شده بود امّا عطاء من بیرون آن همه باشد.
