رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    • فیه ما فیه (مولانا)×
    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۰)
    • سعدی (۰)
    • مولانا (۰)
    • فردوسی (۰)
    • خیام (۰)
    • صائب (۰)
    • عطار (۰)
    • ایرج میرزا (۰)
    • نظامی (۰)
    • جامی (۰)
    • باباطاهر (۰)
    • پروین اعتصامی (۰)
    • رودکی (۰)
    • بیدل دهلوی (۰)
    • عبید زاکانی (۰)
    • ناصرخسرو (۰)
    • خاقانی (۰)
    • وحشی بافقی (۰)
    • اقبال لاهوری (۰)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۰)
    • قصیده (۰)
    • مثنوی (۰)
    • رباعی (۰)
    • نثر (۲۷)
    • سایر قالب‌ها (۱۵)
    • همهٔ آثار مولانا
    • دیوان شمس
    • مثنوی معنوی
    • فیه ما فیه
    • مجالس سبعه

    ۴۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر فیه ما فیه (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۴

    1. فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی می‌کند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… سلّم» معظّم باشد و پیدا گردد و تا ابد‌الدّهر بماند. بنگر که برای قرآن چند تفسیر ساخته‌اند ده ده مجلّد و هشت هشت مجلّد و چارچار مجلّد. غرض‌شان اظهار فضل خویشتن؛ کشّاف را زمخشری به چندین دقایق نحو و لغت و عبارت فصیح استعما …
    2. فصل هشتم - گفتیم آرزو شد او را که شما را ببیند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… دن زر و نقره و لعل و یاقوت از تأثیر او ظاهر می‌شوند، اگر این آفتاب که چندین منفعت می‌دهد به وسایط، اگر نزدیک‌تر آید هیچ منفعت ندهد بلک جمله‌ی عالم و خلقان بسوزند و نمانند. حق تعالی چون بر کوه به حجاب تجلّی می‌کند او نیز …
    3. فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌هاکه این از جملهٔ آن است که شما را همّتی عالی‌ست هر چند که شما را مرتبهٔ عزیزست و بزرگ و به کارهای خطیر و بلند مشغولید از علو همّت، خود را قاصر می‌بینید و بدان راضی نیستید و بر خود چیزهای بسیار لازم می‌دانید. اگرچه ما را د …
    4. فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… ف می‌کنی. این رد و قبول و بحث باطن ترا هیچ کس می‌شنود؟ آنجا آلتی نی هرچند گوش داری از اندرون به گوش تو بانگی نمی‌آید. اگر اندرون بجویی هیچ گوینده نیابی، این آمدن تو به زیارت عین سؤال است بی‌کام و زبان که «ما را راهی بنما …
    5. فصل شصت و یکم - بعضی گفته‌اند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… موزهٔ دست و پای دیگرست. می‌گویند فلان زیردست فلانست و فلان را دست به چندین می‌رسد و فلان را سخن دست می‌دهد قطعاً غرض از آن دست و پا این دست و پا نیست، آن امیر آمد و ما را گرد کرد و خود رفت، همچنان‌که زنبور موم را با عسل …
    6. فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثربه جای آرید تا مسلمانی چند با من به طاعت مشغول باشند، پس این نیز کار خیر باشد و چون شما را حق تعالی به چنین کار خیر میل داده است و فرط رغبت، دلیل عنایت است و چون فتوری باشد درین میل دلیل بی‌عنایتی
    7. فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست می‌خوانَد آری صورت قرآن را درست می‌خواند جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌ها… های آن شهر‌ها را برشمرد. لحظه‌ای دیگر آن عرب بیامد که شوهر‌ش بود تایی چند از موشانِ دشتی صید کرده بود؛ زن را فرمود که آن را پخت و چیزی از آن به مهمان دادن. مهمان چنانکه بود کور و کبود از آن تناول کرد بعد از آن در نیم‌شب‌ …
    8. فصل سی ام - پیوسته شحنه طالب دزدان باشد که ایشان را بگيرد جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌ها… ِ نیکو نشده بود. فایده‌هایی ایشان را حاصل شد و سِرّهایی کشف شد که به چندین عمل و وعظ نشده بود؛ تا آخر مجلس همچنین نظر می‌کرد و چیزی نمی‌فرمود، چون خواست فروآمدن فرمود که: اِنَّ لَکُمْ اِمامٌ فَعَالٌ خَیْرٌ اِلَیْکُمْ مِ …
    9. فصل ششم - پسر اتابک آمد خداوندگار فرمود جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… یار فهم کرد. چون در خدمت عطّار آمدی شکر بسیار است امّا می‌بیند که سیم چند آوردی به قدر آن دهد. سیم اینجا همّت و اعتقاد است به قدر همّت و اعتقاد سخن فرود آید. چون آمدی به طلب شکر در جوالت بنگرند چه قدر است به قدر آن پیمای …
    10. فصل سوم جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌ها… لاً» آن امانت را بر آسمان‌ها عرض داشتیم نتوانست پذرفتن. بنگر که از او چند کارها می‌آید که عقل در او حیران می‌شود، سنگها را لعل و یاقوت می‌کند، کوهها را کان زر و نقره می‌کند، نبات زمین را در جوش می‌آرد و زنده می‌گرداند و …
    11. فصل نوزدهم - فرمود که شب و روز جنگ می‌کنی و طالب تهذیب جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… در آن نان از حدّ بگذرد که «‌اَلْاِنْسانُ حَرِیصٌ عَلی ما مُنِعَ‌» هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو ورا دغدغهٔ خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته‌ای و رغبت را از دو طرف …
    12. فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌ها… ت همچنانک هرچ این دست کند از سایهٔ عقل کند زیرا که سایهٔ عقل بروست هر چند که عقل را سایه نیست اما او را سایه هست بی‌سایه همچنانک معنی را هستی هست بی‌هستی؛ اگر سایهٔ عقل بر آدمی نباشد همه اعضای او معطّل شوند.
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. صفحهٔ ۲
    3. …
    4. صفحهٔ ۴
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».