جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۵ نتیجه برای «یکی» با فیلتر فیه ما فیه (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۴
- فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید جلال الدین محمد مولوییکی میگفت که «مولانا سخن نمی فرماید» گفتم «آخر این شخص را نزد من خیالِ من آورد، این خیال من، با وی سخن نگفت که چونی یا چگونهای؟ بیسخن، خیال او را اینجا جذب کرد. اگر حقیقت من او را بیسخن جذب کند و جای دیگر بَرَد، چه ع …
- فصل سوم جلال الدین محمد مولوییکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کردهام
- فصل سیزدهم - شیخ ابراهیم گفت که سیفالدین فرّخ چون جلال الدین محمد مولویشیخ ابراهیم گفت که سیفالدین فرّخ چون یکی را بزدی خود را به کسی (دیگر) مشغول کردی به حکایت، تا ایشان او را میزدندی. و شفاعت کسی به این طریق و شیوه پیش نرفتی. فرمود که هرچ درین عالم میبینی در آن عالم چنان است بلک اینها …
- فصل چهل و هشتم - شخصی امامت میکرد و خواند اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً جلال الدین محمد مولوی… رد و خواند اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً مگر از رؤسای عرب یکی حاضر بود یکی سیلی محکم وی را فرو کوفت. در رکعت دیگر خواند وَ مِنَ الْاَعْرَابِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ آن عرب گفت اَلْصَّفْعُ اَ …
- فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولویسؤال کرد جوهر خادم سلطان که «به وقت زندگی یکی را پنج بار تلقین میکنند سخن را فهم نمیکند و ضبط نمیکند بعد از مرگ چه سؤالش کنند؟ که بعد از مرگ خود سؤالهای آموخته را فراموش کند» گفتم: چو آموخته را فراموش کند؛ لاجرم ص …
- فصل سی و هفتم - مصطفی صلّی الله علیه و سلّم با صحابه نشسته بود جلال الدین محمد مولوی… ، کافران اعتراض آغاز کردند. فرمود که «آخر شما همه متّفقید که در عالم یکی هست که صاحب وحی اوست، وحی بر او فرو میآید، بر هر کسی فرو نمیآید و آن کس را علامتها و نشانها باشد، در فعلش و در قولش، در سیماش، در همهٔ اجزای ا …
- فصل یازدهم - مشتاقیم الّا چون میدانیم که شما به مصالح خلق مشغولید زحمت دور میداریم جلال الدین محمد مولوی… ن واجب بود. دهشت برخاست. بعد ازین به خدمت آییم فرمود که فرقی نیست همه یکیست شما را آن لطف هست که همه یکی باشد. از زحمتها چونید؟ لیکن چون میدانیم که امروز شمایید که به خیرات و حسنات مشغولید لاجرم رجوع به شما میکنیم. ای …
- فصل سی و یکم - صفت یقين شیخ کامل است ظنّهای نیکوی راست جلال الدین محمد مولوی… آن شیرخوردن و افزودن نشان آن تحصیل زیادتی ظنّ است به علم و عمل تا هر یکی یقین شود و در یقین فانی شوند به کلّی زیرا چون یقین شوند ظن نمانَد و این شیخ و مریدان ظاهر شده در عالم اجسام نقشهای آن شیخ یقیناند و مریدانش دلیل …
- فصل شصت و هفتم - سُئِلَ عِیْسی عَلَیْهِ یَا رُوْحَ اللهِّ اَیُّ شَیْیءِ اَعْظَمُ جلال الدین محمد مولوی… دم. اِدْفَعْ بِالَّتِیْ هِیَ اَحْسَنُ تا قهر عدو کرده باشی از دو وجه: یکی آنکه عدو گوشت و پوست او نیست اندیشهٔ ردی است؛ چو دفع شد از تو به بسیاری شکر هر آینه ازو نیز دفع شود. یکی طبعاً که اَلْاِنْسَانُ عَبِیْدُ الْاِحْسَ …
- فصل بیست و نهم - سری هست که به کلاه زرّین آراسته شود و سری هست جلال الدین محمد مولوی… هرچه در بازار دکانی است یا مشروبی و متاعی و یا پیشهای، سررشتهی هر یکی از آنها حاجت است در نفس انسان، و آن سررشتهی پنهانست؛ تا آن چیز بایست نشود آن سررشته نجنبد و پیدا نشود. همچنان هر ملّتی و هر دینی و هر کرامتی و م …
- فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی میکند جلال الدین محمد مولوی… ر همان باشد و در بطن حوت همان. او از بالا و زیر منزّه است و همه بر او یکی است. بسیار کسان هستند که کارها میکنند غرضشان چیزی دیگر و مقصود حق چیزی دیگر (حق جلّ جلاله چون خواست) که دین محمّد «صلّی الله علیه و آله و سلّم» …
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولوی… ا آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوهدار شد. تن، همچون مریم است و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد الا ما محروم مانیم و ازو بی …
