جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸ نتیجه برای «زندگی» با فیلتر جامع الحکمتین (ناصرخسرو)
- بخش ۲۱ - اندر ازل و دیمومت و خلود و ابد ناصرخسرو قبادیانی… ل، ولیکن دیمومت از ازلیت بمرتبت افزونترست، و دیمومت بمعنی دهرست، اعنی زندگی زنده دارنده ذات خویش، چنانک زمان زندگی چیزیست که زندگی او از دیگریست. پس دیمومت از تصریف لغت عرب چنان آمد که گوییم: دام یدوم دواما و دیمومه. و د …
- بخش ۳۳ - اندر تاثیرات کواکب سعد و نحس در نفس و جسد ناصرخسرو قبادیانی… و آلت که بدو همی سعادت توانیم الفغدن، از دو سعد آسمانی یافتهایم.و چو زندگی و کمال جسد که او فناست و نفس را از اکتساب بقاء خویش بازدارنده است اندر حاست چشنده است، و چشنده لذات حسی دهان و فرج است، که میل جسد سوی این دو …
- بخش ۵ - قول متکلمان مذهب کرامیاندر توحید ناصرخسرو قبادیانی… گویند همچنان که علم او نه چون علمها است و قدرت او نه چون قدرتهاست، و زندگی او نه چون زندگیهاست، جسم او نه چون جسمهاست. این بنیاد توحید ا ین طایفه است (و) با فروع بسیار است.
- بخش ۱۰ - اندر تعریف «من» ناصرخسرو قبادیانی… لاندر راست کردن ترکیب مر او راست، تا مر آن نطفه را از حال طبیعی بحال زندگی رساند، و چنان کند که بر فرمانها که نفس مر اورا فرماید بتواند استادن، و این فعلها ازو بطبع آید نه بفعل، چنین که همی بینیم که ترکیب از خردگی بدان …
- بخش ۱۳ - اندر دهر و حق و سرور و حیات روزگذار و کمال و غیبت ناصرخسرو قبادیانی… وفنا نیست. و نیز گفتند که «دهر بقاء زنده دارنده ذات خویشست.» یعنی آنچ زندگی از ذات او باشد نمیرد، و بقا آنچ نمیرد دهر است. و گفتند که زمان دهر متحیز است، و آن بقاء اجساد (است.) و معنی «حیات روزگذار» زمان است نزدیک عقلا. …
- بخش ۶ - قول متکلمان مذهب اعتزال اندر توحید ناصرخسرو قبادیانی… آن صفت مر آن موجود را کو نه عالم است و نه قادر است، نیست؛ و آن صفت را زندگی گفتیم.
- بخش ۳۲ - اندر خانههای خورشید و ماه و دیگر سیارات ناصرخسرو قبادیانی… است، و این آلتاندر جوف و میانه جسدست چنانک آفتاباندر جوف افلاکست، و زندگی عالماندر آفتابست چنانک زندگی مردماندر دلست. و طبیعت دل گرم (و) خشکست و معدن حرارت غریزی است، از بهر آنک از تاثیر آفتاب حاصل شده است کو مایه حر …
- بخش ۳۱ - اندر زحل واندر تخم بهار ناصرخسرو قبادیانی… و راست ببرج حمل آید، نباتها همی بجنبش افتد، و زمین از حال مردگی همی بزندگی آید، و کاری عظیم کزین یعنی از عالم ناپدید بود، اندر عالم همی پدید آید، دانستیم که این برج را کز آفتاب این فعل همیاندرو تازه شود طبعی آتشی …
