جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۴ نتیجه برای «کو» با فیلتر سفرنامه (ناصرخسرو) · صفحهٔ ۱ از ۶
- بخش ۶ - ری، کوه دماوند و نوشادر ناصرخسرو قبادیانیو میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی و آن را لواسان گویند، و گویند بر سر آن چاهیست که نوشادر از آن حاصل میشود و گویند که کبریت نیز، و مردم پوست گاو ببرند و پر نوشادر کنند و از سر کوه بغلتانند که به راه نتوان فرود …
- بخش ۷۱ - به سوی بصره ناصرخسرو قبادیانی… ر نشاندند و من پیاده برفتم روی به مطلع بنات النعش، زمینی هموار بود بی کوه و پشته. هر کجا زمین سخت تر بود آب باران در او ایستاده بود و شب و روز میرفتند که هیچ جا اثر راه پدید نبود الا بر سمع میرفتند و عجب آن که بی هیچ ن …
- بخش ۱۲ - قطران تبریزی ناصرخسرو قبادیانیو در تبریز قطران نام شاعری را دیدم، شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست.
- بخش ۳۵ - سفر به حجاز ناصرخسرو قبادیانی… یاده با جمعی که عزم سفر حجاز داشتند برفتم. دلیل مردی جلد و پیاده رو نیکو بود او را ابوبکر همدانی میگفتند. به نیمهٔ ذی القعده سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه از بیت المقدس برفتم سه روز را به جای رسیدیم که آن را ارعز میگفتند …
- بخش ۵ - زیارت شیخ بایزید بسطامی و طلب اهل علم ناصرخسرو قبادیانیبه راه کوان به قومس رسیدم و زیارت تربت شیخ بایزید بسطامی بکردم قدس الله روحه.
- بخش ۲۱ - کویمات، حماة، آب عاصی ناصرخسرو قبادیانیپانزدهم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه از آنجا به کویمات شدیم، و از آنجا به شهر حماة شدیم، شهری خوش، آبادان، بر لب آب عاصی، و این آب را از آن سبب عاصی گویند که به جانب روم میرود، یعنی چون از بلاد اسلام به بلاد کفر میر …
- بخش ۷ - قزوین، رییس علوی آن و صنعت کفشگری در قزوین ناصرخسرو قبادیانیو قزوین را شهری نیکو دیدم، بارویی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهایی خوب مگر آنکه آب در وی اندک بود و منحصر به کاریز ها در زیر زمین.
- بخش ۴۰ - اسکندریه و منارهٔ آن ناصرخسرو قبادیانی… زگار حاکم سلطان مصر مردی نزدیک او آمده بود قبول کرده که آن آیینه را نیکو باز کند چنان که به اول بود. حاکم گفته بود حاجت نیست که این ساعت خود رومیان هر سال زر و مال میفرستند و راضیاند که لشکر ما نزدیک ایشان برود و سر به …
- بخش ۹۳ - لردگان و لنجان ناصرخسرو قبادیانیو اول محرم از آن جا برفتیم و به راه کوهستان روی به اصفهان نهادیم. در راه به کوهی رسیدیم، دره تنگ بود. عام گفتندی این کوه را بهرام گور به شمشیر بریده است و آن را شمشیر برید میگفتند و آن جا آبی عظیم دیدیم که از دست راست م …
- بخش ۸ - بقال خرزویل ناصرخسرو قبادیانیگفت: هرچه باشد ما را شاید که غریبیم و برگذر و چندانکه از مأکولات بر شمارد،گفت: ندارم. بعد از آن هر کجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال خرزویل است.
- بخش ۸۸ - پس از بصره ناصرخسرو قبادیانی… از شهر ابله تا چهار فرسنگ که میآمدیم از هر دو طرف نهر باغ و بستان و کوشک و منظر بود که هیچ بریده نشد و شاخهها از این نهر به هر جانب باز میشد که هر یک مقداری رودی بود. چون به شاطی عثمان رسیدیم فرود آمدیم برابر شهر ابل …
- بخش ۹ - شاهرود، سپیدرود و دریای آبسکون ناصرخسرو قبادیانی… ویند و چون هردو رود به هم پیوندند به دره ای فرود رود که سوی مشرقست از کوه گیلان و آن آب به گیلان میگذرد و به دریای آبسکون رود و گویند که هزار و چهارصد رودخانه در دریای آبسکون میریزد، و گویند که یکهزار و دویست فرسنگ دور …
