جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰ نتیجه برای «آتش» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیچو شمع هر که کند سرکشی در این حضرتعجب مدار گرش آتش اوفتد به نهاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیز باد نیزهٔ آتش نهیب چون آبتعدوی سوخته دل خاکسار میآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیخنجر تیز تو هامونرا کند دریای خونآتش قهر تو از دریا برانگیزد غبار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانینسیم لطف تو گر بر حجیم جلوه کندشود زبانهٔ آتش چو چشمهٔ حیوان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان عبید زاکانیهوای دلبر و غوغای عشق و آتش شوقنوای بربط و آواز عود و بانگ رباب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیخروس صبح چو زد بال آتشین بر چرخغراب را به شب آواره ز آشیان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیقضا ز شعلهٔ آن آتش جهنم ساختقدر ز قطرهٔ این عین آب حیوان کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانینه همچو من که درونم بسوزد آتش شوقچو یاد صحبت یاران غمگسار کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری عبید زاکانیشوق فروغ ظلمت گل باز آتشیدر جان زار بلبل فریادخوان فکند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضا در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیزمین زلاله تذرویست نسترن منقارهوا ز ابر عقابیست آتشین پر و بال
