جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸ نتیجه برای «نفس» با فیلتر اخلاق الاشراف (عبید زاکانی)
- باب ششم در حلم - مذهب منسوخ عبید زاکانیحلم، عبارت از بردباری است. قدما حلیم کسی را گفتهاند که نفس او را سکون و طمانینتی حاصل شده باشد که غضب به آسانی تحریک او نتواند کرد، و اگر مکروهی بدو رسد در اضطراب نیفتد. از حضرت رسالت مروی است که «الحلم حجاب الآفات» لفظ …
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب منسوخ عبید زاکانیحکما فرمودهاند که حیاء، انحصار نفس باشد تا از فعل قبیح که موجب مذمت باشد احتراز نماید. رسول- علیه السلام- میفرماید که «الحیاء من الایمان»؛ و وفا (التزام) طریق مواسات سپردن است و از چیزی که بدو رسیده به مکافات آن قیام ن …
- باب دوم در شجاعت - مذهب منسوخ عبید زاکانیحکما فرمودهاند که نفس انسانی را سه قوه متباین است که مصدر افعال مختلف میشود: یکی قوه ناطقه که مبدا فکر و تمییز است؛ دوم قوه غضبی، و آن اقدام بر اهوال و شوق ترفع و تسلط بود، و سوم قوه شهوانی- که آن را بهیمی گویند- و آن …
- باب سوم در عفت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… گوش از شنیدن غیبت، و دست از تصرف در مال دیگران و زبان از گفتار فاحش و نفس از ناشایست بازداشتی. چنین کس را عزیز داشتندی. و اینکه شاعر گفته:
- باب اول در حکمت - مذهب منسوخ عبید زاکانیحکما در حد حکمت فرمودهاند: الحکمه استکمال النفس الانسانیه فی قوتیها العلمیه و العملیه. اما العلمیه فانها تعلم حقایق الاشیاء کماهی، و اما العملیه فانها تحصیل ملکه نفسانیه بها تقدر علی اصدار الافعال الجمیله و الاحتراز عن …
- باب ششم در حلم - مذهب مختار عبید زاکانی… مرد عاقل که او را اکنون مرد زمانه میخوانند به برکت حلم و وقاری که در نفس ناطقه او مرکوز است و مودوع، تا تحمل آن مشقتها نمینماید، یک جو به حاصل نمیتواند کرد، و پیوسته خائب و خاسر و مفلوک و دشمنکام میباشد؛ او را در ه …
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانیاما وفا؛ میفرمایند که وفا نتیجه دنائت نفس و غلبه حرص است. چه هر کس که اندک چیزی از مخدومی یا دوستی بدو لاحق باشد یا به وسیلت آن مخدوم یا دوست، او را وجه معاش و معاشرتی حاصل آمد، حرص و شَرَه، او را به طمع جذب امثال آن من …
- باب سوم در عفت - مذهب مختار عبید زاکانیچون یافتیش مده مجال نفسیمیگای و رها میکن و دیگر میجوی
