جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۰ نتیجه برای «علم» با فیلتر گلستان (سعدی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- حکمت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیعلم از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازی… ی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بیدینی حجّت نماند؟ گفت: علمِ من قرآن است و حدیث و گفتارِ مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمیشنود؛ مرا شنیدنِ کفرِ او به چه کار میآید؟
- حکمت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیسه چیز پایدار نماند: مال بی تجارت و علم بی بحث و ملک بی سیاست.
- حکمت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیدو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم.
- حکمت شمارهٔ ۶۰ سعدی شیرازیمعصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر؛ که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوندِ سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد.
- حکمت شمارهٔ ۷۲ سعدی شیرازیتلمیذ بی ارادت عاشق بی زر است و روندهٔ بی معرفت مرغ بی پر و عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانهٔ بی در
- حکمت شمارهٔ ۱۰۱ سعدی شیرازیاوّل كسی كه عَلَم بر جامه كرد و انگشتری در دست، جمشید بود.
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیدو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبةالاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد.
- حکمت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیعلم چندان که بیشتر خوانیچون عمل در تو نیست نادانی
- حکمت شمارهٔ ۳۸ سعدی شیرازیهر که علم خواند و عمل نکرد بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند.
- حکایت شمارهٔ ۴۳ سعدی شیرازیو اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تُطِعْهما
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیمعلم کُتّابی دیدم در دیار مغرب، ترشرویِ تلخگفتار بدخویِ مردمآزار گداطبعِ ناپرهیزگار، که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دوشیزه به دست جفای او گرفتار، نه زهره …
