جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷ نتیجه برای «غم» با فیلتر گلستان (سعدی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیجوانی چست لطیف خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود که در دلش از هیچ نوعی غم نیامدی و لب از خنده فرا هم.
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیگر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز تا نگویی که در آن دم غمِ جانم باشد
- حکمت شمارهٔ ۶۲ سعدی شیرازیکاو فرض خدا نمیگزارداز قرض تو نیز غم ندارد
- حکمت شمارهٔ ۶۵ سعدی شیرازیفرشتهای که وکیل است بر خزاین بادچه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی
- حکمت شمارهٔ ۹۴ سعدی شیرازیغمی کز پیش شادمانی بریبه از شادیی کز پسش غم خوری
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازی… خورد. اما هنر چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.
- حکایتِ شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیاگر گویی غمِ دل، با کسی گویکه از رویَش به نقدْ آسوده گردی
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیغمِ موجود و پریشانیِ مَعدوم ندارمنفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم»
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیچو پیروز شد دزدِ تیرهروانچه غم دارد از گریهٔ کاروان؟!
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیگفت: غم نیست که به کافر میدهم، اَلْخَبیثاتُ لِلْخَبیثین.
- حکایت شمارهٔ ۳۲ سعدی شیرازیغمِ فرزند و نان و جامه و قوتبازت آرد ز سِیر در مَلَکوت
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیبرو شادی کن ای یار دل افروزغم فردا نشاید خورد امروز
