جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۰ نتیجه برای «مو» با فیلتر وحشی بافقی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۷
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیتو مو بینی و مجنون پیچش موتو ابرو، او اشارتهای ابرو
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیز طرف خشک رودش خنجر خارچو دندان از لب اژدر نمودار
- آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهانپناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن وحشی بافقیبه دستش دست مجنون غریبیعجب ژولیده مو شخصی عجیبی
- دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فراغت افراختن و خاتمه سخن را به مناجات مثنی کردن و نامهٔ کن و خامهٔ قدرت تمام نمودن رسالهٔ رسالت به نعمت مهر محمدی ختم نمودن وحشی بافقیز مو اندیشه را کردم قلم سازشدم این لعبتان را چهره پرداز
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیهمّت اگر سلسلهجنبان شودمور تواند که سلیمان شود
- بخش ۱۲ - حکایت وحشی بافقیفلان روز این طرف فرمود آهنگفرود آمد ز گلگون در فلان سنگ
- بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت وحشی بافقیبدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیزلبت جان پرور و زلفت دلاویز
- بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد وحشی بافقیچو رخ بنهفت خور بنمود کیوانچراغان شد ز کوکبهای رخشان
- نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او وحشی بافقیایا مدهوش جام خواب غفلتفکنده رخت در گرداب غفلت
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیبه ترتیبی نهاده وضع عالمکه نی یک موی باشد بیش و نی کم
- در تاریخ بنای گرمابه وحشی بافقیکشد بر سنگ رحمت پاکی جودتراشد موی قید بود و نابود
- در هجو کیدی وحشی بافقیفچه موش خستهای، آقاگربهٔ پا شکستهای آقا
