بیا ای مرغ رنگین جامه بیبو
سر تُرکانه داری پای هندو
۱تنی پوشیده داری جان عریان
لب پرخنده داری چشم گریان
۲ز روی آینه نزدودهای زنگ
لباس آینه کردی بهصد رنگ
۳اگر زر میکند آهن زر اندود
نگیرد آهن از زر رنگ نابود
۴به زیور کی شود چون ماه تو زشت؟
به ضرب مشت چون گردد برانگشت؟
۵چرا این رنگ بیبو میفروشی؟
چرا پای خود از مردم نپوشی؟
۶سراسر خویشتن را مینمایی
ولیکن گر به قاف بیوفایی
۷به از ناموس باشد نام ناموس
به از طاووس باشد پای طاووس
۸ببین خود را و از هستی برون آی
به کوی نیستی بخرام و میپای
۹اگر پای سیاهت یاد بودی
به جلوه کی دل تو شاد بودی؟
۱۰چو بلبل جامهٔ رنگین بینداز
مرقعپوش شو مانندهٔ باز
۱۱نه رنگت ماند و نی بال و نی پر
مشو مغرور این رنگ مزوّر
۱۲چه عزت میرسد از عزت آن؟
که پرت مینهند بر سر امینان؟
۱۳چه نفع آمد بگو ای مرغ خوش باش؟
در حمام را از نقش نقاش؟
۱۴به رنگ خویشتن مغرور گشتی
ز قرب حضرت شه دور گشتی
۱۵همه رنگی ز ما بویی نداری
همه بویی ز ما بویی نداری
۱۶