باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شمارهٔ ۴۱ عطار
جز درد تو درمان دل ریشم نیست
جز آینهٔ شوق تو در پیشم نیست
هر کس چیزی میطلبد، از تو مرا،
چون از تو خبر شد، خبر از خویشم نیست
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
جز درد تو درمان دل ریشم نیست
جز آینهٔ شوق تو در پیشم نیست
هر کس چیزی میطلبد، از تو مرا،
چون از تو خبر شد، خبر از خویشم نیست
این شعر در مجموعهٔ باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان (۵۲ شعر) قرار دارد.