باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
شمارهٔ ۱۲ عطار
گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
وان کرده در انگشت یکی لشکری است
گر رحم نیایدت بر آنکس همه روز
میدان تو که آن علامت کافری است
باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
وان کرده در انگشت یکی لشکری است
گر رحم نیایدت بر آنکس همه روز
میدان تو که آن علامت کافری است
این شعر در مجموعهٔ باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار (۳۰ شعر) قرار دارد.