باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شمارهٔ ۳ عطار
تا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفت
در پیدایی راز نهان نتوان گفت
هر ناکامی که هست چون مرد کشید
کامی بدهندش که از آن نتوان گفت
باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
تا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفت
در پیدایی راز نهان نتوان گفت
هر ناکامی که هست چون مرد کشید
کامی بدهندش که از آن نتوان گفت
این شعر در مجموعهٔ باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن (۲۹ شعر) قرار دارد.