باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شمارهٔ ۱۵ عطار
گر قصد فلک کنم به پیشان نرسم
ور عزم زمین کنم به پایان نرسم
دانم که پس و پیش ز هم مسدود است
گر جان بدهم به گردِ جانان نرسم
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
گر قصد فلک کنم به پیشان نرسم
ور عزم زمین کنم به پایان نرسم
دانم که پس و پیش ز هم مسدود است
گر جان بدهم به گردِ جانان نرسم
این شعر در مجموعهٔ باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن (۴۵ شعر) قرار دارد.