باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شمارهٔ ۲۹ عطار
جانی که به راه رهنمون دارد رای
وز حسرت خود میان خون دارد جای
عقلی که شود به جرعهای درد از دست
در معرفت خدای چون دارد پای
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
جانی که به راه رهنمون دارد رای
وز حسرت خود میان خون دارد جای
عقلی که شود به جرعهای درد از دست
در معرفت خدای چون دارد پای
این شعر در مجموعهٔ باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن (۴۵ شعر) قرار دارد.