باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
شمارهٔ ۴۰ عطار
درداکه قرار از دل سرمستم رفت
خون شد دلم و امید پیوستم رفت
بر بوی وصال او نشستم عمری
او دست نداد و جمله از دستم رفت
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
درداکه قرار از دل سرمستم رفت
خون شد دلم و امید پیوستم رفت
بر بوی وصال او نشستم عمری
او دست نداد و جمله از دستم رفت
این شعر در مجموعهٔ باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد (۷۸ شعر) قرار دارد.