باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شمارهٔ ۱۹ عطار
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
گر در من دلسوخته خواهی نگریست
گر خواهم مرد جاودان خواهم زیست
باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
گر در من دلسوخته خواهی نگریست
گر خواهم مرد جاودان خواهم زیست
این شعر در مجموعهٔ باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق (۵۰ شعر) قرار دارد.