باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق
شمارهٔ ۲ عطار
بی چهرهٔ تو چشم کرادارم من
خون میریزی که خونبها دارم من
خونی که بریختی چو بگشادی دست
در گردن من کن که روا دارم من
باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق
بی چهرهٔ تو چشم کرادارم من
خون میریزی که خونبها دارم من
خونی که بریختی چو بگشادی دست
در گردن من کن که روا دارم من