باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شمارهٔ ۴۲ عطار
دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم
وقت است که امشبیت جان افروزم
دردا که هنوز در دهن داشت سخن
خود صبح برآمد و فرو شد روزم
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم
وقت است که امشبیت جان افروزم
دردا که هنوز در دهن داشت سخن
خود صبح برآمد و فرو شد روزم
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد (۴۴ شعر) قرار دارد.