باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۱۰ عطار
دل شمع تو شد به یک نفس مرده شود
ور زنده شود جان به لب آورده شود
اشکی که ز سوز میفشانم چون شمع
باز از دم سرد بر رخ افسرده شود
باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
دل شمع تو شد به یک نفس مرده شود
ور زنده شود جان به لب آورده شود
اشکی که ز سوز میفشانم چون شمع
باز از دم سرد بر رخ افسرده شود
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد (۱۱۲ شعر) قرار دارد.