باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمارهٔ ۶۵ عطار
شمع آمد و گفت: هر که مردی بودست
سوزش چو من از غایتِ دردی بودست
گر گریم تلخ هم روا میدارم
کز شیرینیم پیش خوردی بودست
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمع آمد و گفت: هر که مردی بودست
سوزش چو من از غایتِ دردی بودست
گر گریم تلخ هم روا میدارم
کز شیرینیم پیش خوردی بودست
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع (۱۰۱ شعر) قرار دارد.