دلا در عشق تو صد دفترستُم
که صد دفتر ز کَونین از برستُم
۱منم آن بلبل گل ناشکفته
که آذر در ته خاکسترستُم
۲دلم سوجه ز غصّه ور بریجه
جفای دوست را خواهانترستُم
۳مو آن عودم میان آتشستان
که این نُه آسمان را مجمرستُم
۴شد از نیل غم و ماتم دلُم خون
به چهره خوشتر از نیلوفرستُم
۵در این آلاله در کویش چو گلخن
به داغ دل چو سوزان اخگرستُم
۶نه زورستُم که با دشمن ستیزُم
نه بهر دوستان سیم و زرستُم
۷ز دوران گرچه پر بی جام عیشم
ولی بیدوست خونین ساغرستُم
۸چَرَم دایم در این مرز و در این کشت
که مرغ خوگر باغ و برستُم
۹منم طاهر که از عشق نکویان
دلی لبریز خون اندر برستُم
۱۰