غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشد

آرزو برهم نزد بالی‌که دل بسمل نشد

۱

دام محرومی درین دشت احتیاط آگهی‌ست

وای بر صیدی‌که از صیاد خود غافل نشد

۲

دل به راحت‌ گر نسازد با گدازش واگذار

گوهر ما بحر خواهد گشت اگر ساحل نشد

۳

در بیابانی که ما را سر به کوشش داده‌اند

جاده هم از خویش رفت و محرم منزل نشد

۴

شعله را خاموش گشتن پای از خود رفتن است

داغ هم گردیدم و آسودگی حاصل نشد

۵

گرچه رنگ این دو آتشخانه از من ریختند

از جبینم چون شرر داغ فنا زایل نشد

۶

اعتبار اندیشگان آفت‌پرست کاهشند

هیچکس‌بی‌خودگدازی شمع این محفل نشد

۷

عافیت گر هست نقش پردهٔ واماندگی‌ست

حیف پروازی‌که آگاه از پر بسمل نشد

۸

ذوق آغوش دویی در وصل نتوان یافتن

بیخبرمجنون ما لیلی شد ومحمل نشد

۹

نی‌گداز دل به‌کار آمد نه ریزشهای اشک

بی‌تومشت خاک من برباد رفت وگل نشد

۱۰

در لباس قطره نتوان تلخی دریاکشید

مفت آن خونی‌که خاکستر شد امّا دل نشد

۱۱

غیرمن زین قلزم حیرت حبابی‌گل نکرد

عالمی صاحبدل‌است امّاکسی بید‌ل نشد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشدقافیه: ـل۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نشدنشد
  2. آگهی‌ستنشد
  3. واگذارنشد
  4. داده‌اندنشد
  5. استنشد
  6. ریختندنشد
  7. کاهشندنشد
  8. واماندگی‌ستنشد
  9. یافتننشد
  10. اشکنشد
  11. دریاکشیدنشد
  12. نکردنشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.