غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حاصلم زین مزرعِ بی‌بر نمی‌دانم چه شد

خاک بودم خون شدم دیگر نمی‌دانم چه شد

۱

ناله بالی می‌زند دیگر مپرس از حال دل

رشته در خون می‌تپد گوهر نمی‌دانم چه شد

۲

ساختم با غم، دماغ ساغر عیشم نماند

در بهشت آتش زدم کوثر نمی‌دانم چه شد

۳

محرم عجزآشنایی‌های حیرت نیستیم

اینقدر دانم که سعی پر نمی‌دانم چه شد

۴

بیش از این در خلوت تحقیق وصلم بار نیست

جستجوها خاک شد دیگر نمی‌دانم چه شد

۵

مشت خونی ‌کز تپیدن صد جهان امید داشت

تا در دل بود آن‌سوتر نمی‌دانم چه شد

۶

سیر حسنی داشتم در حیرت‌آباد خیال

تا شکست آیینه‌ام دلبر نمی‌دانم چه شد

۷

دی من و صوفی به درس معرفت پرداختیم

او رقم گم‌ کرد و من دفتر نمی‌دانم چه شد

۸

بی‌دماغ طاقت از سودای هستی فارغ‌ است

تا چو اشک از پا فتادم سر نمی‌دانم چه شد

۹

بیدل اکنون با خودم غیر از ندامت هیچ نیست

آنچه بی خود داشتم در بر نمی‌دانم چه شد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌دانم چه شدقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. دلشد
  3. نماندشد
  4. نیستیمشد
  5. نیستشد
  6. داشتشد
  7. خیالشد
  8. پرداختیمشد
  9. استشد
  10. نیستشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.